بررسی رویکرد کاپلستون به فلسفة تطبیقی
نویسندگان
1 گروه فلسفه، دانشکدة الهیات، دانشکدگان فارابی دانشگاه تهران، قم، ایران
doi
10.22059/jpht.2021.333590.1005863چکیده
رویکرد کاپلستون به شرق در طول زمان دستخوش تغییر قرار گرفت؛ به گونهای که میتوان از کاپلستون متقدم و متأخر سخن گفت. او هنگام تدوین تاریخ فلسفة غرب دستکم نگاهی مثبت به شرق نداشت. ولی، بعد از فراغت از کار یادشده، بهتدریج به اهمیت تفکر شرق و نیز تفکر روسی پی برد و از رویکرد قبلی خود فاصله گرفت و به فلسفههای فرهنگهای شرقی و نیز مطالعات تطبیقی سخت علاقهمند شد و از اهمیت و ضرورت و ارزشمندی این دست مطالعات بهتفصیل سخن گفت. از میان آثار بسیار وی، کتاب فلسفهها و فرهنگها و کتاب دین و واحد: فلسفههای شرق و غرب مهمترین کتابهایی هستند که با رویکرد تطبیقی نوشته شدهاند. رویکرد کاپلستون به مطالعات تطبیقی تاریخی است؛ در عین حال رویکرد وی از رویکرد تاریخی ماسونـ اورسل متفاوت است. او وسعت دید و غنای تفکر را مهمترین دستاورد تعامل تفکر شرق و غرب میداند. ضرورت آشنایی تطبیقگر با خطوط کلی فلسفههای فرهنگهای دیگر و زبان آنها، پرهیز از هر گونه دوگانگیهای شتابزده و تعمیمهای ناروا، و نیز تأکید بر داشتن پیشفرض از موضوعات مهمی هستند که در رویکرد وی به مطالعات تطبیقی برجسته است.