تاثیر غیرخطی اندازه دولت بر تورم در ایران: رهیافت مارکوف سوئیچینگ
نویسندگان
1 استادیار اقتصاد، دانشکده علوم انسانی، دانشگاه آیتاللّه بروجردی، بروجرد، لرستان، ایران.
2 دانشیار اقتصاد، دانشکده علوم انسانی، دانشگاه آیتاللّه بروجردی، بروجرد، لرستان، ایران
3 دکتری اقتصاد، دانشکده مدیریت و اقتصاد دانشگاه لرستان، خرم آباد، ایران.
doi
10.22126/pse.2024.10826.1140چکیده
پژوهش حاضر با بهرهگیری از رهیافت مارکوف سوئیچینگ تاثیر اندازه دولت بر تورم ایران را طی بازه زمانی 1399-1360 بررسی کرده است. یافتهها نشان میدهند در هر دو رژیم تورم بالا و رژیم تورم پایین، اندازه دولت تاثیر مثبت و معناداری بر تورم دارد، با این تفاوت که تاثیر اندازه دولت بر تورم در رژیم بالا از رژیم پایین بیشتر است. در اقتصاد ایران، افزایش مخارج دولت، افزایش استقراض دولت و افزایش خالص بدهی دولت به بانک مرکزی را به همراه دارد که از طریق پایه پولی به افزایش نقدینگی و در نهایت به افزایش تورم منجر میشود. تامین مالی مخارج دولت از طریق فروش نفت و تبدیل درآمد ارزی به ریال مجرای دیگری است که افزایش پایه پولی و تورم را به همراه دارد. از سوی دیگر، همراه با افزایش مخارج دولت، به دلیل سیاستگذاری ناکارآمد و تصدی-گری دولت در کشور، با انتقال منابع از بخش خصوصی به بخش عمومی و ورود دولت به پروژههای غیرمولد، هزینههای اجتماعی و خصوصی تولید افزایش مییابند که از طریق کاهش تولید اقتصادی به افزایش تورم کشور منجر میشود. مطابق یافتهها، در رژیم تورم بالا شدت اثرگذاری اندازه دولت بر تورم بیشتر از رژیم پایین تورم است. زیرا در رژیم تورم بالا، افزایش سطح عمومی قیمتها با افزایش نااطمینانی اقتصادی نیز همراه است که به نوبه خود کاهش سرمایهگذاری و در نهایت کاهش رشد اقتصادی را در پی دارد؛ کاهش رشد اقتصادی همراه با تورم بالا به معنای کاهش درآمد حقیقی دولت است که افزایش مخارج دولت و کسری بودجه را در شرایط فروش نفت و افزایش بدهی دولت به بانک مرکزی تشدید میکند.