جریانشناسی مفهوم «رؤیت» حق تعالی و بازتاب آن در حکمت متعالیه
نویسندگان
1 گروه فلسفه و حکمت اسلامی دانشگاه شهید مطهری، تهران، ایران
2 گروه فلسفه و حکمت اسلامی، دانشگاه شهید مطهری، تهران، ایران
doi
10.22059/jpht.2022.344173.1005907چکیده
مسئلۀ رؤیت حق تعالی که ناظر بر آیات قرآن کریم است، از جمله مهمترین مباحث مورد توجه متکلمان اسلامی محسوب میشود. اما چگونگی مواجهۀ فیلسوفان اسلامی در تحلیل این مسئله با توجه به سابقۀ دینی آنها، دغدغۀ اصلی این پژوهش است. فلاسفۀ اسلامی مانند ابنسینا و سهروردی اگرچه به امکان دستیابی علم به خدا و ارتباط با حق اشاراتی داشتهاند، اما بهصورت مستقل در خصوص مسئلۀ رؤیت نظریهپردازی نکردهاند. البته بر اساس مبانی حکمت اسلامی از جمله فارابی و ابنسینا، مراد از رؤیت، نمیتواند رؤیت حسی مأخوذ در امور مادی باشد؛ بلکه منظور از آن، مرتبهای از علم حضوری است. اما با بررسی آرای گوناگون و پراکندۀ حکمای اسلامی مانند سهروردی و بهویژه ملاصدرا، چنین استنباط میشود که انسان در مسیر تکامل و حرکت اشتدادی خود به مرتبهای میرسد که میتواند حق را با قلب خود مشاهده کند. چراکه نفس تکاملیافته از طریق نور قلب، تجلی متکاملی بر عقل خواهد داشت و آن را برای دست یافتن به مراتبی بالاتر از مراتب عقل صرف، مهیا میسازد. ازاینرو رؤیت قلبی نوعی علم به خداوند و ارتباط با اوست. البته قلبی بودن رؤیت ناظر بر وجدانی و غیرمادی بودن این نوع از علم و ادراک است که برای واصلان به مقام عبودیت حاصل میشود. ازاینرو و به گواهی برخی از آیات، عقل با کمک قلب به مرتبهای ورای مرتبه عقل محض وارد میشود. البته هر کس به اندازۀ سعۀ وجودی خود، میتواند به مرتبهای از علم و ادراک نسبت به خدا برسد. درواقع نفس انسان بر اساس حرکت جوهری خود، باید مراحلی را طی کند و در این مسیر، عقل نظری و عملی خود را به تکامل برساند تا درنهایت با کنار زدن حجابها، البته به اندازۀ سعه وجودی و تجردی خود، به شهود و رؤیت قلبی حق دست یابد.