رابطۀ انسان و اهوره‌مزدا در شکل‌گیری اخلاق دینی براساس نظریۀ کارکردگرایی

نویسندگان

1 استادیار دانشکدۀ الهیات دانشکدگان فارابی دانشگاه تهران، قم، ایران

2 دانشجوی دکتری ادیان و عرفان اسلامی دانشگاه آزاد اسلامی، قم، ایران

doi
10.22059/jpht.2021.329842.1005849
چکیده

در همة ادیان شخصیتی محوری و اسطوره‌ای وجود دارد. مطابق با نظریۀ کارکردگرایی، اسطوره رابطه‌ای با جامعه برقرار می‌کند که در ابعاد مختلف زندگی افراد جامعه تأثیرگذار است. اخلاق دینی، عبادات، آیین‌ها و سنت‌های فرهنگی و اجتماعی براساس وجود او شکل می‌گیرد و رابطه‌ای متقابل بین اسطوره و انسان برقرار می‌شود. این پژوهش با هدف بررسی و تحلیل اسطورة اهوره‌مزدا و نقش او در شکل‌گیری اخلاق دینی زرتشتی و تحلیل رابطۀ بین انسان و اهوره‌مزدا براساس نظریۀ کارکردگرایی انجام گرفته است. اهمیت مطالعه و پژوهش در خصوص اسطورۀ اهوره‌مزدا و رابطۀ آن با انسان براساس نظریۀ کارکردگرایی این است که اسطورۀ اهوره‌مزدا در زندگی دینی، اجتماعی و فردی زرتشتیان کارکردی هویت‌ساز دارد. طبق جهان‌بینی زرتشتی و همکاری انسان با اهوره‌مزدا سه نوع رابطۀ وجودشناختی، معرفت‌شناختی و فرجام‌شناختی بین انسان و اهوره‌مزدا شکل می‌گیرد. پرسش این است که کارکرد و نقش اسطورۀ اهوره‌مزدا در زندگی اجتماعی، دینی و فردی زرتشتیان چیست و نظریۀ کارکردگرایی چگونه می‌تواند این نقش را بررسی و تبیین کند؟ این مقاله با استفاده از روش توصیفی_تحلیلی و بر پایۀ منابع کتابخانه‌ای و نوع تاریخی به بررسی و تحلیل رابطۀ انسان و اهورامزدا براساس نظریۀ کارکردگرایی پرداخته است. برخی یافته‌های پژوهش بیانگر این است که اسطوره‌ها نمی‌توانند به آیین‌ها تبدیل شوند و سبب شکل‌گیری اخلاق دینی، هویت اجتماعی و فردی و سنت‌ها در جامعه شوند.