اثر سیاست پولی بر تولید و اشتغال با در نظر گرفتن بیکاری اصطکاکی
نویسندگان
1 دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم و تحقیقات تهران
2 دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم و تحقیقات تهران
3 دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم و تحقیقات، تهران
4 دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم و تحقیقات تهران
5 دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم و تحقیقات تهران
doi
10.22126/pse.2024.10853.1141چکیده
سیاست پولی ابزاری است که بانکهای مرکزی از طریق آن عرضۀ پول را برای دستیابی به اهداف خود مدیریت میکنند، و یکی از عناصر کلیدی مدیریت اقتصاد کلان است و اثربخشی آن موضوع مهمی در تحلیل سیاستهای اقتصادی میباشد. اهداف معمول سیاست پولی دستیابی یا حفظ اشتغال کامل، دستیابی یا حفظ نرخ بالای رشد اقتصادی و تثبیت قیمتها است. به این منظور در این تحقیق، اثرات این سیاست بر تولید و اشتغال که برای اقتصاد ایران با در نظر گرفتن بیکاری اصطکاکی در قالب یک مدل تعادل عمومی پولی کالیبره شده، مورد بررسی قرار گرفته است. نتایج نشان میدهد که تأثیر رشد پولی بر اشتغال و تولید در وضعیت یکنواخت، بسته به دو پارامتر کشش عرضۀ نیروی کار و کشش فرصتهای خالی شغلی در انطباق شغلی ممکن است غیرخطی باشد، به طوریکه هر چه میزان کشش عرضۀ نیرویکار و کشش فرصتهای شغلی در انطباق کمتر باشد، احتمال این که رشد پولی اثرات معکوسی بر اشتغال و تولید داشته باشد بیشتر میشود. همچنین در چارچوب الگو، رابطۀ منفی بین نرخ بیکاری و فرصتهای شغلی احصا میشود، و با افزایش نرخ رشد پولی سه ماهه از صفر به 5 درصد، مقادیر اشتغال و تولید در وضعیت یکنواخت، به میزان حدود 0/4 درصد افزایش مییابند. ضمن اینکه، با در نظر گرفتن پویاییگذار، با کاهش نرخ رشد پولی از سطح حالت معیار به سطح 5/2 درصد، مقادیر تعادلی متغیرها پس از 5/2 سال به مقادیر تعادلی جدید خود همگرا میشوند. از اینرو پیشنهاد میشود که بانک مرکزی در شرایط رکود و رونق به منظور تحقق اهداف کلان اقتصادی، کارایی سیاست پولی بر تولید و اشتغال را مورد توجه قرار دهد. و از آنجاکه رشد پولی برای تولید و اشتغال همواره نامطلوب نمیباشد، در سیاستهای کاهش تورم ، اثر این کاهش بر تولید مدنظر قرار گیرد.