رابطه ساختاری خودکارآمدی تحصیلی و باورهای معرفت‌شناختی با عملکرد تحصیلی دانش‏ آموزان: نقش میانجی مهارت‌های مطالعه

نویسندگان

1 دانشیار گروه روانشناسی دانشگاه ارومیه

2 دانش آموخته کارشناسی ارشد روانشناسی دانشگاه ارومیه

3 دانشیار گروه روانشناسی دانشگاه ارومیه

doi
10.22084/j.psychogy.2018.11707.1438
چکیده

هدف: پژوهش حاضر با هدف بررسی رابطه ساختاری خودکارآمدی تحصیلی و باورهای معرفت‌شناختی با عملکرد تحصیلی دانش‌آموزان با نقش میانجی مهارت‌های مطالعه انجام‌ گرفت. روش: روش اجرای این پژوهش توصیفی (غیرآزمایشی) و طرح پژوهش، همبستگی و از نوع معادلات ‌ساختاری بود. کلیه دانش‌آموزان دوره متوسطه ‌اول شهر ارومیه در سال تحصیلی 95-94 جامعه آماری این پژوهش را تشکیل می‌دادند. روش نمونه‌گیری، تصادفی ‌خوشه‌ای چندمرحله‌ای بود و برای تعیین حجم ‌نمونه، برای هر زیرمتغیر 20 نمونه در نظر گرفته ‌‌شد و در کل 350 نفر به‌عنوان نمونه پژوهش انتخاب شدند. برای جمع‌آوری اطلاعات از مقیاس‌ خودکارآمدی ‌‌تحصیلی ‌پاتریک، هیکس و رایان (1997)، مقیاس باورهای ‌معرفت‌شناختی شومر (1991)، مقیاس مهارت‌های ‌مطالعه‌ کانگاس (2009) و برای سنجش عملکرد تحصیلی دانش‌آموزان از میانگین نمرات دانش‌آموزان در نیمسال اول سال تحصیلی 95-94 استفاده ‌شد. در مطالعه حاضر، به‌منظور آزمون روابط ساختاری بین خودکارآمدی تحصیلی، باورهای معرفت‌شناختی، مهارت‌های مطالعه و عملکرد تحصیلی از روش آماری مدل‌یابی معادلات ساختاری استفاده شد. یافته‌ها: نتایج پژوهش حاضر نشان داد که خودکارآمدی تحصیلی، باورهای معرفت‌شناختی و مهارت‌های مطالعه تأثیر مستقیم بر عملکرد تحصیلی دانش‌آموزان می‌گذارند و خودکارآمدی تحصیلی با واسطه مهارت‌های مطالعه، تأثیر غیرمستقیم بر عملکرد تحصیلی دانش‌‌آموزان می‌گذارند. همچنین در این پژوهش تأثیر غیرمستقیم باورهای معرفت‌شناختی بر عملکرد تحصیلی دانش‌آموزان تآیید نشد.    نتیجه‌گیری: نتایج پژوهش حاضر از نقش میانجی مهارت‌های مطالعه در رابطه ساختاری خودکارآمدی تحصیلی و باورهای معرفت‌شناختی با عملکرد تحصیلی دانش‌آموزان حمایت می‌کند.