تحلیل روانشناختی «نیاز به قدرت» در داستانهای برگزیدة کودکان (براساس نظریة انتخاب ویلیام گلاسر)
نویسندگان
1 استاد دانشگاه تربیت مدرس تهران
2 استادیار گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه فرهنگیان، تهران، ایران
doi
چکیده
ادبیات کودک یکی از شاخههای نوپای ادبیات کهنسال است که با روانشناسی دوران کودکی ارتباطی تنگاتنگ و جداییناپذیر دارد؛ چنانکه میتوان با استمداد از علم روانشناسی، ادبیات کودک را تحلیل و بررسی کرد. با توجه به اهمیت داستانهای کودکان در شکلگیری شخصیت آنها، این مقاله برآن بوده تا به بررسی شخصیتهای داستانهای برگزیده کودک و نوجوان براساس غلبة نیاز به قدرت در شخصیتهای داستانی و چگونگی مواجهشدن شخصیتها با این انگیزش و نیز تحلیل این داستانها براساس نظریة انتخاب ویلیام گلاسر بپردازد. پس از مطالعة داستانهای برگزیده از ابتدای شکلگیری ادبیات کودک تا کنون و استخراج 100 داستان به روش نمونهگیری هدفمند، به تحلیل شخصیتهای اصلی و فرعی پرداختهشد. نتیجة پژوهش نشانداد که نیاز به قدرت در شخصیتهای اصلی و فرعی 26 داستان به دو صورت مثبت و منفی (مساوی) قابل مشاهده و پیگیری است. و در این میان، شخصیتهایی که با نیازهای مثبت برانگیختهمیشوند، برای برآوردن نیاز خود، رفتارهایی عاقلانه بروز میدهند و بهدلیل انتخاب درست، به مقصود میرسند.