الزامات و ضرورتهای هستیشناسی نظریهپردازی بومی در علوم اجتماعی
نویسندگان
1
2
3
doi
چکیده
هدف: هدف پژوهش حاضر، بررسی بخشی از فرانظریۀ علوم اجتماعی بوده که خود شامل هستیشناسی، معرفتشناسی و روششناسی است. هر چند عناصر مذکور، نقش تعیینکنندهای در نظریهپردازی دارند، اما بررسی الزامات هستیشناسی نظریهپردازی در علوم اجتماعی، مسئلۀ اصلی مقاله حاضر است. روش: روش مورد استفاده در این پژوهش، بر اساس نظریۀ زمینهای(گراندد) و گردآوری دادهها از طریق مصاحبۀ عمیق با اساتید متخصص روششناسی در شهرهای تهران، قم و اصفهان بوده و نمونهگیری به روش گلوله برفی انجام شده است. یافتهها: تحلیل دادههای مصاحبهها در قالب سه مقولۀ مشکلات هستیشناسی نظریهپردازی در علوم اجتماعی، علل مشکلات و راه حلهای هستیشناسانۀ نظریهپردازی، ارائه شده است. نتیجهگیری: در پایان نیز شیوههای تحقق هستیشناختی تعاملگرا در علوم اجتماعی مشخص شد و این موضوع مورد تأکید قرار گرفت که از حیث هستیشناختی، ضرورت نظریهپردازی بومگرا باید برایندی از الزامات مربوط به مکانمند بودن پدیدههای اجتماعی فهم شود.