ارزیابی نظریۀ هرمنوتیکی اسپینوزا

نویسندگان

1 دانش‌آموختۀ کارشناسی ارشد فلسفۀ دین، دانشکدۀ الهیات و معارف اسلامی، تهران، ایران

2 استادیار فلسفۀ دین، دانشکدۀ الهیات و معارف اسلامی، دانشگاه تهران، تهران، ایران

doi
10.22059/jpht.2021.316453.1005807
چکیده

نیاز به ارائۀ نظریه‌ای هرمنوتیکی دربارۀ تفسیر متون مقدس اهمیت زیادی دارد. باروخ اسپینوزا الهی‌دان و فیلسوف یهودی نیز در واکنش به تفسیرهای ناروا از کتاب مقدس کوشیده است تا نظریه‌ای هرمنوتیکی ارائه دهد. در این مقاله ابتدا با تکیه بر نقش چهار مؤلفۀ اساسی مؤلف، مفسر، متن و روش در فرایند تفسیر، و با مراجعه به آثار اسپینوزا، نظریۀ هرمنوتیکی وی توضیح داده شده، سپس با اشاره به دشواری‌های نظریۀ اسپینوزا از دیدگاه خویش، نظریۀ او با رویکردهای هرمنوتیک سنتی، مدرن و پست‌مدرن مقایسه شده است. در ارزیابی، اگرچه نظریۀ هرمنوتیکی اسپینوزا ذیل رویکرد هرمنوتیک سنتی قرار داده شده، نشان داده شده است که با تقریرهای پیش از خود فاصله گرفته و تا حدودی راه را برای هرمنوتیک مدرن گشوده است. توجه اسپینوزا به تأثیر آگاهی مفسر از زمانه، باورها و دیدگاه‌های نویسندگان متن مقدس در فرایند تفسیر از نکات مثبت نظریۀ وی به‌حساب آمده، ولی برخی مؤلفه‌های نظریۀ وی مانند ناواقع‌گرایی متن مقدس، توصیۀ وی به کنار نهادن دیدگاه‌ها و باورهای مفسر، خودبسندگی فهم کتاب مقدس با تکیه بر اصل معرفتی آن، نادیده گرفتن بسیاری از آموزه‌های کتاب مقدس غیرقابل ‌دفاع دانسته شده است.