فناناپذیری اگزیستنز در فلسفة یاسپرس با تأکید بر مرگاندیشی او
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری رشتة فلسفة تعلیم تربیت، دانشگاه شاهد، تهران، ایران
2 دانشیار، دانشکدة علوم انسانی، دانشگاه شاهد تهران، تهران، ایران
3 دانشیار، دانشکدة علوم انسانی، دانشگاه شاهد تهران، تهران، ایران
doi
10.22059/jpht.2022.334015.1005868چکیده
هستة اصلی تفکر فلسفی یاسپرس وجود انسان و بهویژه اگزیستنز است. تمام عقاید فلسفی دیگر او به همین موضوع محوری مربوط میشود. مفهوم اگزیستنز یاسپرس بیانگر واقعیت غیرتجربی، غیرانضمامی فرد و شخصیت واقعی است که میتواند از زمان عینی فراتر رود. این مقاله تصور یاسپرس از مرگ را بررسی و با استفاده از روش تحقیق تحلیل مفهومی از نوع بسط مفهوم به روشنسازی مفهوم وی در مورد مرگ و فناناپذیری اگزیستنز پرداخته و سعی کرده است درک بهتری از وجود انسان در این جهان را ارائه دهد. از دیدگاه یاسپرس، واقعیت مرگ بیولوژیکی مربوط به دازاین است، درحالیکه موقعیت مرزی مرگ، که ممکن است به تحقق خود واقعی فرد منجر شود، متعلق به اگزیستنز است. او میکوشد نشان دهد که اگرچه انسان موجودی فانی است، جنبة استعلا نیز دارد و به موجود فیزیکی صرف در جهان قابل تقلیل نیست. یاسپرس در تلاش برای تبیین جنبة استعلایی انسان، اگزیستنز را فناناپذیر و نامحدود میداند. فناناپذیری اگزیستنز از نظر یاسپرس به معنای زندگی پس از مرگ در قلمرو دیگری نیست، بلکه فرد میتواند در زمان زنده بودن احساس فناناپذیری را در لحظهای وجودی تجربه کند. طبق دیدگاه او، این لحظة جاودانه بیزمان است، به این معنا که روابط گذشته، حال و آینده، همانطورکه ما آنها را درک میکنیم، در آن اعمال نمیشوند، بلکه همزمان در آن لحظه بدون زمان درک میشوند.