تأثیر اقتصاد سایه‌ای بر کارآفرینی ضرورت گرا و فرصت گرا

نویسندگان

1 گروه اقتصاد، دانشکده علوم اجتماعی و اقتصادی، دانشگاه الزهرا، تهران، ایران

2 گروه مدیریت کارآفرینی، دانشگاه آزاد واحد علوم و تحقیقات، تهران، ایران

3 گروه علوم اقتصادی، دانشگاه هرمزگان، هرمزگان، ایران

doi
10.22059/jed.2024.357087.654166
چکیده

هدف: کارآفرینی با  درک و شناسایی فرصت‌های کسب­وکار، ایجاد اشتغال، افزایش تولید ملی و افزایش رفاه اجتماعی به عنوان یکی از راه­های دستیابی به توسعه تلقی می­گردد. کارآفرینی بر مبنای انگیزه را به دو دسته ضرورت­گرا و فرصت­گرا تقسیم­ کرده­اند. کارآفرینان ضرورت­گرا، کارآفرینانی­اند که مجبور به راه‌اندازی کسب‌وکار می­شوند. اما، کارآفرینان فرصت­گرا، کارآفرینانی­اند که با هدف استقلال شغلی یا افزایش سود، وارد حوزه کارآفرینی شده­اند از سویی، در کلیه کشورهای درحال توسعه و توسعه­یافته، بخشی از فعالیت­های اقتصادی، خارج از ساختار رسمی و در سایه انجام می­شود که می­تواند بر بخش رسمی از جمله کارآفرینی تأثیر بگذارد. اقتصاد سایه‌ای به­عنوان یکی از ویژگی­های ساختاری مطرح می­شود که در تمام ساختارهای اقتصادی دنیا ـ اعم از درحال توسعه و توسعه­یافته ـ کم و بیش وجود دارد و می­تواند فرایند کارآفرینی را تحت تأثیر قرار دهد. درخصوص ارتباط اقتصاد سایه­ای و کارآفرینی ضرورت­گرا و فرصت گرا نظریات دیگری مطرح است که به شرح زیر مطرح می­شوند: نظریه مدرنیزاسیون(به مرور زمان و با رشد گسترده اقتصاد رسمی، اقتصاد سایه به حاشیه رانده شد)، نظریه ساختارگرایی(اولین نظریه­ای است که بیان می­کند چگونه اقتصاد سایه بر کارآفرینی ضرورت گرا اثرات مثبتی برجای می­گذارد.) - نظریه نئولیبرال (کاآفرینان فرصت­گرا نه از روی ضرورت بلکه برای جلوگیری از هزینه­ها و حفظ زمان به سمت کارغیر رسمی می­روند).روش:  تحقیق حاضر با رهیافت داده­های تابلویی و به روش گشتاورهای تعمیم­یافته به تعیین تأثیر اقتصاد سایه­ای بر کارآفرینی ضرورت­گرا و فرصت­گرا در دو گروه از کشورهای منتخب درحال توسعه و توسعه­یافته (با توجه به دردسترس بودن داده­هایشان) طی دوره 2020-2009 پرداخته است. در این تحقیق از شاخص­های کارآفرینی ضرورت­گرا و کارآفرینی فرصت­گرا، منتشره توسط دیده­بان جهانی کارآفرینی، ­بعنوان جایگزین عملیاتی کارآفرینی استفاده شده است. فرایند اندازه­گیری حجم اقتصاد سایه­ای بسیار مشکل است. زیرا، افراد فعال در آن سعی دارند ناشناخته باقی بمانند. همواره اطلاعات کمّی درباره فعالیت­های سایه­ای در دسترس است. از این رو برای اندازه­گیری اقتصاد سایه، نتایج محاسبات پیشین درباره حجم اقتصاد سایه­ای در کشورهای جهان، به­عنوان معیار اندازه­گیری اقتصاد سایه­ای استفاده شده است.یافته‌ها: نتایج نشان داد اقتصاد سایه­ای بر کارآفرینی ضرورت­گرا در هر دو گروه از کشورهای منتخب تأثیر مثبت و معناداری دارد؛ با این تفاوت که ضریب تخمینی آن در کشورهای درحال توسعه بیشتر بوده است. همچنین، تأثیر اقتصاد سایه­ای بر کارآفرینی فرصت­گرا در هر دو گروه از کشورهای منتخب منفی و معنادار بوده است؛ با این تفاوت که ضریب تخمینی آن در کشورهای درحال توسعه بزرگتر است. یک درصد افزایش نسبت اقتصاد سایه­ای به تولید ناخالص داخلی به ترتیب موجب افزایش 091/0 و 047/0 درصدی کارآفرینی ضرورت­گرا در کشورهای منتخب درحال توسعه و توسعه­یافته شده است. چرا که افزایش بخش سایه­ای اقتصاد به معنای عدم گزارش و ثبت برخی فعالیت­های اقتصادی است. یک درصد افزایش در نسبت اقتصاد سایه­ای به تولید ناخالص داخلی به ترتیب موجب کاهش 185/0 و 127/0 درصدی کارآفرینی فرصت­گرا در کشورهای منتخب درحال توسعه و توسعه­یافته شده است. زیرا، افزایش اقتصاد سایه­ای و عدم ثبت و گزارش فعالیت­های اقتصادی منجر به انحراف از شرایطی رقابتی بازار، عدم تخصیص مناسب منابع، رواج رقابت غیرمنصفانه، کاهش درآمدهای مالیاتی دولت و تضعیف خدمات عمومی و پایه­ای می­شود. همچنین تأثیر متغیر کنترلی نهادهای حاکمیتی بر کارآفرینی ضرورت­گرا در هر دو گروه از کشورهای منتخب منفی و معنادار و بر کارآفرینی فرصت­گرا در هر دو گروه از کشورهای منتخب مثبت و معنادار بوده است. تأثیر متغیر کنترلی آموزش بر کارآفرینی ضرورت­گرا در هر دو گروه از کشورهای منتخب منفی و معنادار بوده است. اما، تأثیر آن بر کارآفرینی فرصت­گرا در کشورهای منتخب توسعه­یافته مثبت و معنادار و در کشورهای منتخب درحال توسعه فاقد معناداری آماری بوده است. تأثیر متغیر کنترلی توسعه مالی نیز بر کارآفرینی ضرورت­گرا در کشورهای منتخب توسعه­یافته مثبت و معنادار و در کشورهای درحال توسعه فاقد معناداری آماری بوده است. اما، تأثیر آن بر کارآفرینی فرصت­گرا در هر دو گروه از کشورهای منتخب، مثبت و معنادار بوده است. در نهایت، تأثیر متغیر کنترلی زیرساخت­ها بر کارآفرینی ضرورت­گرا و فرصت­گرا در هر دو گروه از کشورهای منتخب، مثبت و معنادار بوده است.نتیجه: نظر به نتایج اصلی پژوهش و با توجه به اهمیت کارآفرینی فرصت­گرا در توسعه و رشد اقتصادی کشورهای در حال­ توسعه و کشورهای توسعه­یافته، همچنین تأثیر منفی اقتصاد سایه بر این کارآفرینی پیشنهاد می­شود که کنترل اقتصاد سایه در اولویت سیاستگذاران قرار گیرد و برای کنترل حجم اقتصاد زیرزمینی، نخست باید سیاست­های اشتغال­زا ـ به منظور کاهش نرخ بیکاری ـ مد نظر قرار بگیرد. آزادسازی­های تجاری و اصلاح قوانین مربوط به تعرفه­های تجاری و تقویت ساختار نهادی، اقتصادی و نظارتی کشور نیز ـ به منظور بهبود رقابت­پذیری ـ باید در راستای دستیابی به این هدف مد نظر قرار گیرد.