بررسی پایداری ژنوتیپهای امیدبخش گندم نان در اقلیم سرد بااستفادهاز تجزیه AMMI و GGE بایپلات
نویسندگان
1 استادیار موسسه تحقیقات اصلاح و تهیه نهال وبذر، سازمان تحقیقات ، آموزش و ترویج کشاورزی، کرج، ایران
2 استادیار مرکز تحقیقات و آموزش کشاورزی و منابع طبیعی استان اردبیل، سازمان تحقیقات، آموزش و ترویج کشاورزی اردبیل، ایران
3 استادیارمرکز تحقیقات و آموزش کشاورزی و منابع طبیعی استان آ.غربی، سازمان تحقیقات ، آموزش و ترویج کشاورزی، ارومیه، ایران
4 محقق مرکز تحقیقات و آموزش کشاورزی و منابع طبیعی استان قزوین، سازمان تحقیقات، آموزش و ترویج کشاورزی قزوین، ایران
5 مرکز تحقیقات و آموزش کشاورزی و منابع طبیعی استان آ.شرقی، سازمان تحقیقات، آموزش و ترویج کشاورزی تبریز، ایران
6 استادیار، مرکز تحقیقات و آموزش کشاورزی و منابع طبیعی استان زنجان، سازمان تحقیقات، آموزش و ترویج کشاورزی، زنجان،
7 استاد یار مرکز تحقیقات و آموزش کشاورزی و منابع طبیعی استان همدان، سازمان تحقیقات ، آموزش و ترویج کشاورزی ، همدان، ایران
8 استادیار مرکز تحقیقات و آموزش کشاورزی و منابع طبیعی استان خراسان رضوی، سازمان تحقیقات، آموزش و ترویج کشاورزی، مشهد، ایران
9 محقق مرکز تحقیقات و آموزش کشاورزی و منابع طبیعی استان فارس، سازمان تحقیقات، آموزش و ترویج کشاورزی ، شیراز، ایران
10 مربی مرکز تحقیقات و آموزش کشاورزی و منابع طبیعی استان مرکزی، سازمان تحقیقات، آموزش و ترویج کشاورزی ، اراک، ایران
11 دانشیار مرکز تحقیقات و آموزش کشاورزی و منابع طبیعی استان خراسان رضوی، سازمان تحقیقات ، آموزش و ترویج کشاورزی ، مشهد، ایرانی
doi
10.22059/ijfcs.2023.348569.654940چکیده
مطالعه ماهیت اثر متقابل ژنوتیپ×محیط، امکان شناسایی ژنوتیپهای پایدار و سازگار را برای بهنژادگران فراهم میآورد و همواره یکی از موضوعات مهم در تولید و آزادسازی ارقام جدید پایدار و پرمحصول در طرحهای بهنژادی بوده است. پژوهش حاضر با هدف شناسایی چگونگی واکنش ژنوتیپها در هر یک از مناطق مورد بررسی بر اساس مدلهای AMMI و GGE بایپلات و درک بهتر از موضوع اثر متقابل ژنوتیپ×محیط و تعیین میزان پایداری عمومی و خصوصی ژنوتیپها انجام شد. تعداد 20 ژنوتیپ گندم پاییزه و بینابین طی دو سال زراعی 1397 تا 1399 در نه منطقه (18 محیط) در قالب طرح بلوکهای کامل تصادفی با سه تکرار ارزیابی شد. بهمنظور تجزیه و تحلیل سازگاری و پایداری ژنوتیپها، از مدل AMMI و GGE بایپلات استفاده شد. نتایج تجزیه AMMI نشان داد که اثر اصلی ژنوتیپ، اثر متقابل ژنوتیپ×محیط و شش مؤلفه اصلی اول در سطح احتمال یک درصد معنیدار بودند. مؤلفههای اصلی اول و دوم حدود 51% از مجموع مربعات اثر متقابل ژنوتیپ×محیط را تبیین کردند. بر اساس شاخصهای گزینش همزمان SSiASV و SSiWAAS، ژنوتیپهای G13، G1، G3، G2، G6، G16، و G7 بهعنوان برترین ژنوتیپها شناسایی شدند. تجزیه بایپلات نشان داد که ژنوتیپهای G1، G3، و G6 با عملکرد متوسط، بیشترین پایداری عمومی را نسبت به سایر ژنوتیپها دارا هستند. هیچکدام از ژنوتیپها را نمیتوان بهعنوان ژنوتیپهای مطلوب که دارای میانگین عملکرد بالا و نیز پایداری عملکرد بالایی باشند، در نظر گرفت؛ ولی ژنوتیپ G16 و در مرحله بعد ژنوتیپهای G1 و G13 نسبت به ژنوتیپ ایدهآل قرار داشتند. الگوی چندضلعی بایپلات محیطها را به دو گروه محیطی (محیط کلان) و ژنوتیپها را به چهار گروه تقسیم کرد. اولین گروه محیطی شامل محیطهای Kar1، Kar2، Qaz1، Qaz2، Ham1، Ham2، Mia2، Egl1، Jol2، Ard2، و Ara1 بود که در این محیطها بهطور میانگین ژنوتیپهای G16، G17، و G4 دارای بیشترین عملکرد بودند. دومین گروه محیطی شامل محیطهای Mas1، Mas2، Mia1، Ard1، Jol1، Ara1، و Egl2 بودند که در این محیط کلان نیز ژنوتیپهای G2، G11، G7، و G12 بیشترین عملکرد را داشتند. بررسی روابط بین محیطها، همبستگی بسیار بالایی را بین محیطهای مورد بررسی نشان داد که حاکی از رفتار مشابه ژنوتیپها در اغلب محیطهای مورد آزمایش بود.