بررسی تاثیر کشت مخلوط کنجد، ماش و لوبیا چشمبلبلی بر شاخصهای سودمندی کشت
نویسندگان
1 دانش آموخته کارشناسی ارشدگروه مهندسی تولید و ژنتیک گیاهی، دانشگاه شهید چمران اهواز، ایران
2 دانشیار گروه مهندسی تولید و ژنتیک گیاهی، دانشگاه شهید چمران اهواز، ایران
3 استاد گروه مهندسی تولید و ژنتیک گیاهی، دانشگاه شهید چمران اهواز، ایران
doi
10.22059/ijfcs.2023.355594.654985چکیده
به منظور مطالعه ی تاثیر الگوی کشت بر عملکرد و شاخص های سودمندی کنجد، ماش، و لوبیا چشم بلبلی در کشت مخلوط، آزمایشی در سال زراعی 97-1396 در مزرعه تحقیقاتی گروه مهندسی تولید و ژنتیک گیاهی دانشگاه شهید چمران اهواز اجرا شد. این آزمایش به صورت طرح بلوکهای کامل تصادفی با سه تکرار اجرا شد. تیمارها شامل الگوهای مختلف کشت در 15 سطح شامل تک کشتی کنجد، تک کشتی ماش، تک کشتی لوبیا چشم بلبلی، نسبت های مخلوط سه گانه: 1-2-2(1لوبیا، 2کنجد و 2ماش)، 2-1-2، 1-3-1 ،2-2-1 و2-3-2 و نسبتهای مخلوط دوگانه: 3کنجد-3لوبیا، 3کنجد-3ماش، 3لوبیا-3ماش، 2کنجد–4ماش، 2کنجد–4لوبیا، 4کنجد-2ماش و 4کنجد-2لوبیا، بود. نتایج این پژوهش نشان داد که نسبت برابری کلی زمین در الگوی کشت مخلوط 3ماش-3لوبیا با میانگین 56/1 بیشترین میزان را داشت. الگوهای کشت 4کنجد-2لوبیا (با میانگین 1/21)، 2لوبیا-3کنجد-2ماش (با میانگین 1/19)، 2کنجد-4 لوبیا (با میانگین 1/18) و 2کنجد-4ماش (با میانگین 1/09) دارای نسبت برابری کلی بیشتر از یک بودند. در بین الگوهای کشت، کنجد در الگوی 2لوبیا-3کنجد-2ماش دارای بیشترین درجه تهاجمی (با میانگین 1/03)، ضریب ازدحام نسبی (با میانگین 4/64) و بیشترین شدت نسبی رقابت (با میانگین 10/82) را داشت که حاکی از برتری کنجد در این الگوی کشت نسبت به دو گیاه دیگر یعنی ماش سبز و لوبیا چشمبلبلی بود. همچنین نتایج این پژوهش نشان داد که الگوهای کشت دوگانه 3ماش-3لوبیا و 4کنجد-2لوبیا به جهت شاخصهای عملکردی دارای برتری معنیداری نسبت به الگوهای تک کشتی و کشت مخلوط چندگانه بودند. به طور کلی براساس نتایج این پژوهش مشاهده شد که کشت مخلوط توام کنجد با ماش و یا لوبیا به عنوان نمونهای از نظامهای پایدار در کشاورزی که اهدافی نظیر ایجاد تعادل اکولوژیک، بهرهبرداری بیشتر از منابع، افزایش کمی و کیفی عملکرد را دنبال میکند، نسبت به سایر الگوهای کشت برتری قابل توجهی را داشت که این امر میتواند به علت تأثیر مثبت این گیاهان در کنار یکدیگر در یک قطعه زمین به ویژه در ارتباط با قدرت تثبیت کنندگی نیتروژن توسط لگومها باشد.