بررسی و نقد دیدگاه ویرنگا دربارۀ مفهوم «علم مطلق»

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری، دانشگاه قم، قم، ایران

2 دانشیار گروه فلسفۀ اخلاق، دانشگاه قم، قم، ایران

doi
10.22059/jpht.2021.310106.1005781
چکیده

علم الهی به معنای آگاهی خداوند به امور هستی، موضوعی است که همواره در حیطۀ الهیات فلسفی ـ کلامی مطرح بوده و تاکنون نظریات مختلفی حول آن پدید آمده است. فیلسوفان دین معاصر نیز از التفات به آن اجتناب نکرده‌ و مسائل بحث‌انگیز مرتبط با آن را مورد دقت عقلی قرار داده‌اند. اولین و مهم‌ترین مسئلۀ مربوط به علم الهی، چیستی حقیقت آن است که به‌نوعی مسائل دیگر، متأثر از نوع پاسخ به این مسئله است. بررسی نظریات مختلف به‌خصوص دیدگاه‌های معاصر، در حل چالش‌های نوینی که در برابر باور به علم مطلق الهی پدید آمده‌اند، می‌تواند رهگشا باشد. ویرنگا به‌عنوان فیلسوف دین معاصر سعی کرده است با بیان منطقی به دفاع از گسترۀ نامحدود علم مطلق الهی بپردازد و با روش‌های متداول در فلسفۀ دین به چالش‌هایی که دیدگاه‌های مخالف ایجاد کرده‌اند، پاسخ دهد. با وجود این در نحوۀ روایت وی از مفهوم علم مطلق و ویژگی‌های آن، اشکالاتی به‌نظر می‌رسد. مفهوم علم مطلق به نظر ویرنگا در آگاهی به تمام گزاره‌های صادق قابل تعریف است که این علم، وقوعی، غیراستنتاجی و خطاناپذیر است. مهم‌ترین ایراد دیدگاه وی این است که چنین تعریفی نمی‌تواند گویای حقیقت علم مطلق باشد، بلکه تنها می‌تواند شرح اسمی در قالب بیان دامنۀ متعلقات آن باشد. اشکالات دیگری هم در روایت وی از ویژگی‌های علم مطلق به‌نظر می‌رسد که اهم آن استفاده از مقدمۀ زائد و اتخاذ پیش‌فرضی نادرست است.