تناقض در نگرش به عقل در سایۀ پایبندی به شریعت با تکیه بر قصاید سنایی

نویسندگان

1 استادیار گروه زبان و ادبیات فارسی، واحد زاهدان، دانشگاه آزد اسلامی، زاهدان، ایران

2 دانشجوی دکتری گروه زبان و ادبیات فارسی، واحد زاهدان، دانشگاه آزد اسلامی، زاهدان، ایران

3 دانشیار گروه زبان و ادبیات فارسی، واحد زاهدان، دانشگاه آزد اسلامی، زاهدان، ایران

doi
10.22059/jpht.2020.306579.1005766
چکیده

یکی از مفاهیم مورد بحث و اختلاف در فرهنگ ما ایرانیان، مفهوم عقل است که حوزۀ معنایی بزرگ و وسیع و البته گاه متناقضی دارد؛ به همین دلیل شاعران، دانشمندان، نویسندگان و صاحب‌نظران برداشت‌های مختلفی از آن ارائه کرده‌اند. در تمامی آثاری که به عقل پرداخته‌اند، عقل گاهی در مقابل دین و گاهی در مقابل عشق قرار گرفته و در مقابل هر دو مفهوم فوق به نوعی شکست خورده است. این نگرش ما را بر آن داشت تا به بررسی تناقض در نگرش به عقل در سایۀ پایبندی به شریعت، با تکیه بر قصاید سنایی بپردازیم. سنایی گاهی عقل را مورد احترام شمرده اما در دوره‌ای عقل را به‌شدت نکوهش کرده است. وی بالاترین مرتبۀ عقل را «عقل بالمستفاد» می‌داند. «عقل بالمستفاد» چهارمین و بالاترین مرتبۀ عقل نظری و مرحله‌ای است که در آن « نفس، تمام کمالات را به‌دست آورده است و به استحضار آنها نیازمند نمی‌باشد». به نظر سنایی عقل اگر در مسیر درست شرع مصطفی و ابزار هدایتی قرار گیرد، مورد توجه است؛ در غیر این‌صورت مورد نکوهش خواهد بود. سنایی در مواجهۀ با عقل برخورد دوگانه‌ای دارد؛ گاه آن را ستایش می‌کند و گاه هم از آن بیزاری می‌جوید.

کلیدواژه‌ها