تأثیر پیچیدگی اقتصادی بر فقر در کشورهای در حال توسعه و ارائۀ پیشنهاد‌هایی در راستای نقش دولت در کاهش فقر

نویسندگان

1 استادیار، گروه اقتصاد، دانشکدۀ علوم انسانی، دانشگاه آیت‌الله بروجردی(ره)، بروجرد، ایران.

2 کارشناسی ارشد اقتصاد، دانشگاه علامه طباطبایی، تهران، ایران.

doi
10.22126/pse.2023.8920.1025
چکیده

در سیستم اقتصادی پیچیده‌ و جهانی‌شدۀ کنونی، اتخاذ روش‌های نوین تولید و خلق ارزش برای افزایش رشد اقتصادی ضروری است. مفهوم نظری و تجربی پیچیدگی اقتصادی پدیده‌ای نسبتاً جدید در تحلیل اقتصادی است و پیچیدگی ساختار تولیدی یک کشور را می‌سنجد که منعکس‌کنندۀ تنوع آن، یعنی تعداد محصولاتی که صادر می‌کند و فراگیر بودن آن محصولات است. پیچیدگی اقتصادی روشی جامع و مؤثر برای درک مسائل کلیدی در فرایند توسعۀ کشورهاست که فرصت‌های جدیدی را برای بررسی همه‌جانبۀ روند توسعۀ اقتصادی کشورها ایجاد کرده است. علاوه بر این، یک کشور با سطح پیچیدگی اقتصادی بالا، از مزیت رقابتی در اقتصاد جهانی برخوردار است و افرادی که در یک اقتصاد پیچیده زندگی می‌کنند فرصت‌های شغلی بیشتری دارند و از مهارت و دانش کافی برخوردارند. در پژوهش حاضر، با به‌کارگیری روش گشتاورهای تعمیم‌یافته، اثر پیچیدگی اقتصادی بر فقر در کشورهای در حال توسعه طی سال‌های 2000-2021 بررسی شده است. یافته‌ها بیانگر آن است که افزایش پیچیدگی اقتصادی موجب کاهش فقر می‌شود. به‌طوری که افزایش یک‌درصدی شاخص پیچیدگی اقتصادی، فقر را به میزان 53/0- کاهش می‌دهد. همچنین هرچه رشد اقتصادی بالاتر باشد، میزان تأثیر کاهشی پیچیدگی اقتصادی بر فقر بیشتر خواهد بود. در عین حال، پیچیدگی اقتصادی منجر به کاهش فقر در کشورهایی می‌شود که سطح پایین‌تری از نابرابری درآمد را تجربه می‌کنند. سایر نتایج نشان می‌دهد که افزایش توسعۀ مالی، رشد اقتصادی و دموکراسی باعث کاهش فقر می‌شود. از سوی دیگر، افزایش سطح نابرابری درآمد نیز منجر به فقر بیشتر خواهد شد. برای کاهش فقر، دولت‌ها می‌توانند با اتخاذ سیاست‌های مناسب، سهم محصولات پیچیده و متنوع از صادرات را افزایش دهند و با اعمال معافیتهای مالیاتی بر شرکت‌های با فناوری بالا، به تقویت محصولات با سطح پیچیدگی بالا در اقتصاد کمک کنند و از این طریق هدف کاهش فقر را نیز محقق سازند.