نگاهی به کوشش آلوین پلانتینگا برای پاسخ به ایراد فروید دربارۀ منشأ باور به خدا
نویسندگان
1 استادیار گروه فلسفۀ دانشگاه پیام نور، تهران، ایران
2 دانشیار گروه فلسفۀ دانشگاه پیام نور، تهران، ایران
3 دانشجوی گروه فلسفۀ دین (کلام)، دانشگاه پیام نور، تهران، ایران
4 استادیار گروه فلسفۀ دانشگاه پیام نور، تهران، ایران
doi
10.22059/jpht.2020.305033.1005761چکیده
فروید بر اساس مبانی روانکاوانۀ خود تحلیلی از منشأ دین و کارکرد آن بهدست داد که بر روی طیفی وسیع از متفکران سدۀ بیستم تأثیرگذار بود. این تأثیرات اغلب نقش سلبی داشتند. از اینرو اغلبِ دینداران یا تحلیل فروید را رد کردهاند یا با دیدۀ تردید به آن نگریستهاند. پلانتینگا از جملۀ متفکرانی است که دیدگاه بهنسبت ویژهای دربارۀ تحلیل فروید داشت. در این مقاله ابتدا تحلیل فروید از منشأ و کارکرد دین را بهاختصار توضیح دادهایم. سپس رأی پلانتینگا را در آن زمینه نقل کرده و در نهایت امر نشان دادهایم که توجه پلانتینگا به فروید، چه نقشی در شکلگیری معرفتشناسی دینی پلانتینگا ایفا میکند، به اینصورت که یکی از انگیزههای اصلی پلانتینگا در طرح نظریۀ پایه بودن باور به خدا و حس الوهی و همچنین نظریۀ تضمین، مواجه نشدن با ایرادهایی است که فروید مطرح کرد. اما بررسی معرفتشناسی دینی پلانتینگا نشان میدهد که راهحل او بسنده نیست و ایراد فروید با روشی که پلانتینگا در پیش گرفت، رفعشدنی نخواهد بود.