مبانی فلسفی مطالعات میانرشتهای در علوم انسانی اسلامی با تأکید بر مکتب صدرایی
نویسندگان
1 دانشیار گروه اقتصاد، پژوهشگاه فرهنگ و اندیشۀ اسلامی، قم، ایران
2 دانشیار گروه منطق فهم دین، پژوهشگاه فرهنگ و اندیشۀ اسلامی، قم، ایران
doi
10.22059/jpht.2019.261155.1005576چکیده
در زمینۀ مطالعات میانرشتهای، مسائل متعددی جای طرح دارند؛ از جمله چیستی، اهمیت و ضرورت، روششناسی و روش اجرایی آن. اما در کنار این مباحث، مسئلۀ اصلیتری هست که تاکنون به آن پرداخته نشده و آن، مبانی بینشی و فلسفی حاکم بر مطالعات میانرشتهای است. فلسفه بهصورت مستقیم و غیرمستقیم در علوم، بهویژه دانشهای بینارشتهای نقش ایفا میکند. با توجه به اینکه هر مکتب و پاردایم فلسفی، در مطالعات میانرشتهای تأثیر جدی دارد، آیا در مطالعات بینارشتهای بهویژه در حوزۀ علوم انسانی اسلامی نیز با تکیه بر مبانی فلسفی صدرایی میتوان نگرش لازم را برای انجام دادن این مطالعات بهدست آورد؟ در مقالۀ حاضر در صددیم که با روش تحلیلی و فلسفی، ضمن معرفی مطالعات بینارشتهای و تفاوت آن با دیگر روشهای مطالعاتی، ابتدا به نقش مستقیم فلسفه در برخی دانشهای بینارشتهای اشاره شود و در ادامه امتداد مبانی صدرایی را در مطالعات میانرشتهای در علوم انسانی اسلامی نشان دهیم. از یافتههای مقالۀ حاضر، قابلیت نظام فلسفی صدرایی بهمثابۀ چارچوب نظری برای پشتیبانی مطالعات بینارشتهای در علوم انسانی اسلامی است.