ارزیابی استدلال‌های کلامیِ مبتنی بر صفت حکمت الهی، با تأکید بر آرای فیاض لاهیجی

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری رشتۀ فلسفه دین و مسائل جدید کلامی، دانشکدۀ‌ حقوق، الهیات و علوم سیاسی، واحد علوم و تحقیقات، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران

2 استاد گروه فلسفۀ اخلاق، دانشگاه قم، قم، ایران

3 استادیار گروه فلسفه، دانشکدۀ حقوق، الهیات و علوم سیاسی، واحد علوم و تحقیقات دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران

4 دانشیار گروه فلسفۀ دین، دانشکدۀ الهیات، دانشگاه تهران، تهران، ایران

doi
10.22059/jpht.2019.282364.1005668
چکیده

استفاده از صفت حکمت الهی در استدلال‌های متکلمان به‌صورت مستقل یا به‌عنوان مبنایی برای اصلی دیگر، رواج بسیاری داشته است. نویسندگان، استدلال‌های لاهیجی را که بر این صفت مبتنی هستند، با روش تحلیل منطقی نقد و بررسی می‌کنند. استفاده از این صفت، دستکم در پاره‌ای از موارد، ناصحیح است و استدلال‌ها به‌لحاظ منطقی منتج نیستند. به‌نظر می‌رسد غالباً استفادۀ از این صفت به‌صورت پسینی بوده و تنها به‌منظور مستدل کردن عقلیِ گزاره‌های نقلی، به این روش تکیه شده است. به‌علاوه آنکه اظهار نظرِ در این مسئله، مستلزم علم باطنی و کامل نسبت به زوایای هستی و علت غایی جهان خواهد بود. وجود موارد نقضِ فراوان نیز که مطابقِ با همین مبنا، قاعدتاً باید از سوی خداوند محقق شده باشد، اما در واقع محقق نشده است، دلیل دیگری بر نادرستی این مبنا خواهد بود. شایان ذکر است که بحث مقاله، در مقام ثبوت و واقع نیست؛ چرا که با ادلۀ قطعیِ عقلی، تمامیِ افعال الهی، در نهایت حکمت هستند؛ بلکه بحث در مقام کشفِ آن حکمت و فهمِ عقلِ پر از محدودیت و نقص انسان نسبت به آن مصادیق است.