اثرات غیرخطی سیاستهای پولی بر فرار مغزها در کشورهای درحالتوسعه
نویسندگان
1 دکتری اقتصاد، گروه اقتصاد، دانشکده اقتصاد و مدیریت ، دانشگاه لرستان، خرمآباد، ایران.
2 استاد، گروه اقتصاد، دانشکده اقتصاد، مدیریت و علوم اداری ، دانشگاه سمنان ، سمنان، ایران.
3 استادیار، گروه اقتصاد، دانشکده علوم انسانی، دانشگاه آیت الله بروجردی(ره)، بروجرد، ایران.
4 دانشیار، گروه اقتصاد، دانشکده اقتصاد و مدیریت ، دانشگاه لرستان، خرمآباد ، ایران.
doi
10.22126/pse.2022.2260چکیده
موضوع فرار مغزها و مهاجرت نخبگان بحث تازهای نیست، بلکه پدیدهای است که از دیرباز تاکنون به گونههای مختلف و چشمگیر در کشورهای درحالتوسعه دیده شده است. واکاوی اثرات سیاستهای پولی بر فرار مغزها میتواند این پدیده را به نحوی مؤثرتر مورد تجزیه و تحلیل قرار دهد؛ چرا که متغیرهای اقتصادی در حوزۀ سیاست پولی نقش بسزایی در این زمینه ایفا میکنند. جلوگیری از مهاجرت نخبگان، جذب سرمایههای خصوصی و هدایت حجم پول و نقدینگی به سمت تولید، مستلزم تدوین و اجرای سیاستهای حمایتی کلان و انجام اصلاحات ساختاری است. به دلیل خلأ موجود در مطالعات قبلی که تاکنون به بررسی تأثیر عوامل متعدد بر مهاجرت نخبگان پرداختهاند، هدف پژوهش حاضر بررسی اثرات غیرخطی سیاستهای پولی بر فرار مغزها در کشورهای درحالتوسعه بین سالهای 2018-2002 است. بدین منظور از روش گشتاورهای تعمیمیافته استفاده شده است. بر اساس یافتههای مطالعه و نتایج برآورد مدل، هرکدام از متغیرهای موجود در مدل تأثیری متفاوت بر فرار مغزها دارد که برخی سبب کاهش و برخی سبب تشدید مهاجرت نخبگان میشود. رشد حجم پول تأثیری غیرخطی بر فرار مغزها داشته است. رشد حجم پول در سطح پایینتر از آستانۀ تعیینشده تأثیری منفی بر فرار مغزها برجای گذاشته، اما عبور آن از سطح آستانه، یعنی 09/30، موجب تشدید فرار مغزها شده است. در واقع وقفۀ اول فرار مغزها، توان دوم رشد حجم پول و نرخ بهره اثری مثبت و اعتباردهی بخش پولی به بخش خصوصی و رشد حجم پول کمتر از آستانۀ مورد نظر اثری منفی بر فرار مغزها و مهاجرت نخبگان در کشورهای درحالتوسعه داشته است.