طراحی الگوی برنامهدرسی تربیت اعتقادی دانشآموزان مقطع ابتدایی از منظر نهجالبلاغه
نویسندگان
1 دانشیار، گروه مدیریت آموزشی، واحد تهران غرب، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران
2 دانشجوی دکتری، گروه مطالعات تربیتی و برنامهریزی درسی، واحد علوم و تحقیقات، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران
3 استادیار، گروه مطالعات تربیتی و برنامهریزی درسی، واحد علوم و تحقیقات، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران.
doi
چکیده
این پژوهش با هدف طراحی الگوی برنامهدرسی تربیت اعتقادی دانشآموزان ابتدایی بر اساس نهجالبلاغه انجام شد. تحقیق از نوع کاربردی و با رویکرد آمیخته (کیفی-کمی) صورت گرفت. در بخش کیفی، با استفاده از تحلیل مضمون، مفاهیم تربیت اعتقادی از نهجالبلاغه (خطبهها، نامهها و حکمتها) استخراج شد. جامعه آماری شامل متن کامل نهجالبلاغه و دو تفسیر معتبر بود و دادهها از طریق مطالعه عمیق متون گردآوری شد. دادههای کیفی با روش کدگذاری تحلیل شد و روایی آن از طریق بازبینی متخصصان و پایایی آن با اشباع مفهومی تأیید گردید. همچنین، از روش تحلیلی-استنتاجی برای تبیین الگوی برنامه درسی استفاده شد. در بخش کمی، الگوی استخراجشده با مدلسازی معادلات ساختاری (PLS) اعتبارسنجی شد. جامعه آماری این بخش شامل ۱۴۵۶ معلم مقطع ابتدایی شهر کرمان بود که ۳۰۵ نفر با روش نمونهگیری خوشهای-تصادفی انتخاب شدند. ابزار گردآوری دادهها، پرسشنامهای محققساخته مبتنی بر مضامین کیفی بود که روایی آن با میانگین واریانس استخراجشده (AVE>0.5) و پایایی آن با آلفای کرونباخ (α>0.7) و پایایی ترکیبی (CR>0.7) تأیید شد. همچنین، برای افزایش اعتبار پژوهش، روش دلفی در دو مرحله با مشارکت ۲۰ متخصص در حوزه علوم قرآنی و تعلیم و تربیت اجرا شد که روایی آن با اجماع متخصصان و پایایی آن با ضریب کندال تأیید گردید. نتایج نشان داد که مدل برنامهدرسی مبتنی بر نهجالبلاغه شامل هشت مؤلفه اصلی است: اهداف (غایی و واسطهای)، محتوا (آموزههای دینی، احادیث، علوم و مهارتها)، راهبردهای آموزشی (روشهای فعال، الگویی و تمثیلی)، نقش معلم (الگو و راهنما بودن)، زمان (تناسب سنی و فوقبرنامه)، فضا (محیط حمایتی، معنوی و خانوادگی)، منابع آموزشی (احادیث و ابزارهای چندرسانهای) و ارزشیابی (آغازین، تکوینی و خودارزیابی). تحلیل دادههای کمی نیز نشان داد که این مدل در شرایط واقعی از برازش مناسبی برخوردار است و مورد تایید قرار گرفت.