تحلیل داستان خسرو و بهرام چوبین شاهنامه بر اساس مربع ایدئولوژیک ون دایک
نویسندگان
1 استادیار گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه لرستان، خرمآباد، ایران.
2 استاد گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه لرستان، خرمآباد، ایران.
doi
10.22124/naqd.2025.31056.2720چکیده
الگوی مربع ایدئولوژیک یکی ازابداعات ون دایک در حوزۀ تحلیل گفتمان انتقادی است. براساس این الگو، نهادهای قدرت در مقام گروه خودی، از چهار اصل برای تحمیل ایدئولوژی و پوشاندن چهرۀ حقیقت استفاده میکنند: بیان صفات مثبت گروه خودی، بیان صفات منفی گروه دیگری، تأکیدزدایی از صفات منفی خودی و تأکیدزدایی از صفات مثبت دیگری. در این پژوهش، روایت شاهنامه از داستان بهرام چوبین و خسرو پرویز با تأکید بر بخش مجادلۀ کلامی تحلیل شده است. یافتهها نشان میدهد که گروه قدرت (خسرو) از تکنیکهایی مانند قیاس، سفسطه، طفره و ابهام، اغراق و نمایشیسازی و استعارهسازی برای خودنمودی مثبت و دیگرنمودی منفی بهره برده است. خسرو درمقام نمایندۀ گروه فرادست با اتکا به عناصر سلطهگری ایدئولوژیک مانند نژاد و دین، بر نکات مثبت خود تأکید دارد و خطاهای خود را انکار میکند، ازسویی با برجستهسازی نکات منفی کارنامۀ بهرام، سعی در نادیده گرفتن شایستگیهای او دارد. یافتهها نشان میدهد که تدوینگران اصلی این روایت با برجستهسازی صفات منفی بهرام ،کمرنگسازی خطاهای خسرو، عدم رعایت نظام نوبتگیری در مکالمه و اختصاص فرصت دفاع بیشتر به خسرو، در پیشبرد داستان به نفع گروه قدرت کوشیدهاند. فردوسی نیز در مقام روایتگر متأخر این داستان با تدوینگران اصلی همسوست.