اثر سوپرجاذب و کشت مخلوط بر کمیت و کیفیت جو (Hordeum vulgare L.) و نخود علوفه‌ای (Cicer arietinum L.) در شرایط دیم

نویسندگان

1 گروه زراعت واصلاح نباتات،واحد خرم آباد، دانشگاه آزاداسلامی، خرم آباد، ایران.

2 گروه زراعت واصلاح نباتات،واحد خرم آباد، دانشگاه آزاداسلامی، خرم آباد، ایران.

3 گروه زراعت واصلاح نباتات،واحد خرم آباد، دانشگاه آزاداسلامی، خرم آباد، ایران.

4 گروه زراعت واصلاح نباتات،واحد خرم آباد، دانشگاه آزاداسلامی، خرم آباد، ایران.

doi
10.22059/ijfcs.2021.331484.654867
چکیده

آزمایش مزرعه‌ای در شهرستان پلدختر (روستای چمشک) در دو سال زراعی 98-1397 و 99-1398 به­صورت اسپلیت پلات (کرت­های یک­بار خرد­شده) بر پایه طرح بلوک­های کامل تصادفی با 4 سطح فاکتور اصلی سوپر جاذب (شاهد، 50، 75 و 100 کیلوگرم در هکتار) و 6 سطح فاکتور فرعی کشت مخلوط افزایشی (کشت خالص نخود علوفه‌ای رقم سارال، 25×100 (نخود:جو)، 50×100، 75×100، 100×100 و کشت خالص جو آبیدر) با مقدار بذر نخود علوفه‌ای 125 و جو 200 کیلوگرم در هکتار بر اساس کشت خالص، مورد استفاده قرار گرفت که هر یک از مقادیر بالا، بر اساس درصد، به­منظور بررسی همزیستی آنها بر صفات کمی (علوفه) و کیفی (پروتئین) دو گیاه، استفاده شد. برهم‌کنش 3 عامل مورد مطالعه (سال، سوپر جاذب، کشت مخلوط) نشان داد که به تناسب افزایش عامل جاذب و سهم لگوم، عملکرد کل علوفه خشک افزایش می‌یابد که در سال دوم بیش از سال اول بود. سال دوم×100 کیلوگرم سوپر جاذب×100×100 و 100×75 به ترتیب 91/18 و 79/18 درصد پروتئین علوفه نخود را افزایش دادند. درصد پروتئین جو در ترکیب 100×100 در سال اول و دوم به ترتیب 54/6 و 1/7 بود با افزایش سطح مصرف سوپر جاذب و نیز جزء مکمل لگوم، مقدار NDF در علوفه نخود کاهش یافت. اثر سه‌گانه سال×سوپر جاذب×کشت مخلوط نیز روال مشابهی بر نوسان کیفیت علوفه جو (درصد الیاف) داشت؛ بنابراین اعمال مدیریت زراعی با تنوع زراعی در واحد سطح و عامل جاذب رطوبت بیانگر به­کارگیری اصل اکولوژیک در بهره‌برداری از منابع تولید بود.