تبیین و تحلیلی انتقادی بر رابطۀ «مرگ‌اندیشی» با «معنای زندگی» در فلسفۀ کرکگور

نویسندگان

1 دانشیار گروه فلسفه، دانشگاه پیام نور، تهران، ایران

doi
10.22059/jpht.2019.288307.1005693
چکیده

کرکگور از پایه‌گذاران مکتب اگزیستاسیالیسم و از جملۀ کسانی است که از سویی با رویکردی انتقادآمیز به مبادی مسیحیت موجود و از سوی دیگر، با نقدی بنیادین بر روش عقلانی در حوزۀ «دین»، مشتاقانه در پی یافتن معنای شورمندانه‌ای برای زندگی است. از منظر وی زندگی معنادار سخت پیچیده در زندگی دینی و به‌عبارتی حیات و ممات انسان در سپهر ایمانی است و دقیقاً در همین راستا بوده که وی جست‌وجوگری واقعی برای به چنگ آوردن بن‌مایۀ اصیل و معناداری برای حشر و نشر در حیاتی نو و بالنهایه کسب ایمان شورمندانه به خداست. او با تأملی مؤمنانه و با غور در اندیشه‌ای عمیق معطوف به «مرگ» در سه ساحت استحسانی، اخلاقی و دینی دست یازیده تا سرانجام در یک سیر دیالکتیکی استعلایی به سپهر ایمان دینی برسد که در آن سپهر، فرد فقط در ارتباط با امر مطلق و به تعبیر خودش «یکه در برابر یکه» به سر برده و در بالاترین کمال معناداری زندگی که همانا مرحلۀ زندگی اصیل یا اگزیستانسیالیستی است، در ساحل امن ایمان متعبدانه بسان قهرمان تراژیکش حضرت ابراهیم(ع) آرام گیرد. مقصود این خامه ضمن تبیین و تحلیلی انتقادی بر اندیشۀ فیلسوف متأله دانمارکی در نسبت‌سنجی میان دو جوهرۀ مذکور، در این نکته بنیادین است که «مرگ‌اندیشی» بشر، تنها رهاوردش می‌تواند صرفاً امکان و ظرفیتی برای وصولش به ساحت دینی باشد و در حقیقت دستیابی و چنگ زدن به ارزش‌ها و فطرت الهی (که به ودیعه در ماهیت انسان به امانت نهاده شده) است که می‌تواند بن‌مایه‌های اصیلی را برای کرکگور به ارمغان بیاورد. نکتۀ ظریف دیگر اینکه رویکرد او به «جعل معنا» در تبیین مقصود از معنای زندگی به‌جای «کشف معنا» می‌تواند رویکرد سلطه‌جویانه‌ای برای انسان معاصر رقم بزند، چنانکه تاریخ سیطره‌طلبانۀ انسان جدید، گواهی صادق بر این مدعاست..