بررسی تأثیر آثار پروکلس بر مفهومسازی فارابی و ابنسینا از واجبالوجود
نویسندگان
1 دکتری، دانشکدۀ الهیات دانشگاه پیام نور تهران جنوب، تهران، ایران
2 دانشیار، دانشکدۀ الهیات، دانشگاه پیام نور تهران جنوب، تهران، ایران
doi
10.22059/jpht.2020.285819.1005683چکیده
در این مقاله به بررسی این مسئله میپردازیم که آیا مفهومسازی از واجبالوجود از بعد تاریخی در تفکر نوافلاطونیان (پروکلس)، قبل از فارابی و ابنسینا بوده است یا خیر؟ پروکلس با طرح چهاربخشی علت اولی، وجود، عقل و نفس به تبیین مبانی فلسفی خود دربارۀ مباحثی همچون خیر محض، استغنا و فوق تمام بودن علت اولی، فیض، اولین مبتدع یعنی أنیت، عقل، خصوصیات و مراتب آن، نفس، خصوصیات و مراتب آن و تقسیم موجودات بر مبنای دهر میپردازد. فارابی و ابنسینا در مسائلی چون استغنا و تمامیت یا فوق تمام بودن علت اولی، فیض، اولین مبتدع، وحدت و بساطت عقل و تجرد آن از ماده، نفس و اینکه به اجرام سماوی حرکت میبخشد و این حرکت مستدیر است، با پروکلس توافق نظر دارند؛ بهطوری که در مواردی عین الفاظ و عبارات پروکلس در کتاب «الخیر المحض» را استفاده کردهاند.