گفتمانشناسی شعر پستمدرن ایران
نویسندگان
1 دانشیار زبان و ادبیات فارسی دانشگاه مازندران
2 دکترای زبان و ادبیات فارسی دانشگاه مازندران
doi
10.22059/jsal.2014.54246چکیده
برآمدن پستمدرنیسم بهمنزلة جنبشی فکری و بروز رویکرد رادیکال آن، پیامد سرخوردگی جامعة اروپایی از دستاوردهای مدرنیته است. منتقدان نتیجة واقعی عقلانیت مدرن را، دنیایی بحرانزده، سردرگم، مشحون از خشونت و پیشبینیناپذیر میدانند. این جنبش در طول چند دهه به جریانی جهانی تبدیل شد. ایران نیز از دهة چهل، تحت تأثیر آن قرارگرفت. یکی از حوزههای متأثر این جنبش، شعر فارسی است که البته بهطور مشخص، جریان شعر پستمدرن، با این عنوان، از دهة هفتاد در ایران مطرح شد و مورد توجه بسیاری از شاعران قرارگرفت. اما غالب منتقدان این جریان را تقلیدی از شعر غرب و کاملاً تصنعی دانسته و عقیده دارند این نوع شعر بهخاطر ریشه نداشتن در فرهنگ و جامعة ایرانی اصالت ندارد. در این مقاله نویسندگان، با روشی توصیفی- تحلیلی، با استفاده از نظریة گفتمان، تلاش کردهاند که نشان دهند همة آن اصولی که گفتمانشناسی دربارة تأثیر عوامل بیرونی مانند فرهنگ، سیاست، اقتصاد و... برای ایجاد متن ادبی خاص بیان میکند، دربارة شعر پستمدرن ایران نیز صدق میکند، زیرا موضوعی به این اهمیت را از طریق تزریق ترجمه یا تقلید صرف نمیتوان بهطور مکانیکی و تصنعی بهوجود آورد. حتی در صورت ایجاد نیز به جریان فراگیری که امروز هست تبدیل نمیشود.