خوانش ریزوماتیک شعر «ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد» فروغ فرخزاد باتکیهبر آرای دلوز و گاتاری
نویسندگان
1 دانشیار گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه بین المللی امام خمینی (ره) قزوین- ایران
2 دانشجوی دکتری زبان و ادبیات فارسی دانشگاه بینالمللی امام خمینی(ره)، قزوین، ایران
doi
10.22124/naqd.2025.31254.2733چکیده
پیچیده شدن زندگی انسان مدرن و ورود این پیچیدگیها به عرصة هنر و ادبیات، توجه نظریهپردازان و منتقدان را به ابداع شیوههای تازه و کارآمد برای کشف و تحلیل این پیچیدگیها جلب کرد. دراینمیان، نظریۀ ریزوماتیک دلوز و گاتاری و مفاهیم مترتب بر آن همچون: شدن، بدن بدون اندام، قلمروزایی و قلمروزدایی، سیالیت معنا، ماشین میل و... مورد توجه و استفادۀ پژوهشگران حوزههای مختلف علوم قرارگرفت. این پژوهش با خوانش ریزوماتیک شعر «ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد» و کاربست نظریۀ دلوز و گاتاری در پژوهشی توصیفی- تحلیلی، کوشیده است ارتباطات غیرخطی و معانی سیال را در شعر فروغ فرخزاد شناسایی و تحلیل نماید و نشان دهد که چگونه این خوانش به نمود پویاییهای هویتی و اجتماعی موجود در آن کمک میکند. نتایج حاکی از آن است که شاعر در این شعر، ازطریق تصاویر غیرخطی و مضامین متکثر، شبکهای ریزوماتیک از معانی چندوجهی را بازنمایی میکند که در آن، هویت و امیال بهصورت سیال و بدون مرکز تولید میشوند، و این ساختار با مفهوم بدن بدون اندام دلوز و گاتاری همخوانی دارد و با استفاده از ادبیات اقلیت و شدن، در پی کشف و بنا کردن هویت اجتماعی زنانۀ موردنظر خود است.