بررسی دیدگاه ملاشمسای گیلانی در مورد علم خداوند

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری کلام امامیه، پردیس فارابی، دانشگاه تهران، هیئت علمی دانشگاه پیام نور گیلان

2 دانشیار گروه فلسفه و عرفان، پردیس فارابی دانشگاه تهران

doi
10.22059/jpht.2019.286986.1005686
چکیده

ملاشمسای گیلانی، یکی از چهره‌های درخشان و نامدار سدۀ یازدهم هجری، در مکتب فلسفی اصفهان است که همچون بسیاری از بزرگان حکمت در عصر خودش، از جمله ملاصدرا و میرداماد، در تمسک جستن به آیات و روایات، برای اثبات مباحث فلسفی، دستی توانا داشت. او که از شاگردان نامی میرداماد بود، بیشترین تأثیر را نیز از او پذیرفت و سبک مشاییان و مبنای فکری آنها را از محضر او آموخت. ملاشمسا در برخی از مباحث فلسفی از قبیل: اصالت وجود، حرکت جوهری، علم پیشین خداوند و علم خداوند به ذاتش، با بسیاری از حکمای بزرگ (به‌ویژه رئیس بزرگ‌ترین مکتب عصر خود یعنی ملاصدرا) به مخالفت پرداخت و گاهی نظریات منحصر به‌فرد و مخالف با آنها بیان کرده است. ملاشمسا در زمینۀ رابطۀ صفات ذاتی با ذات، همچون معتزله، مشاییان و ملاصدرا قائل به عینیت صفات ذاتی با ذات است. او در حوزۀ علم پیشین خداوند به موجودات، قائل به قسم سومی (نه حصولی و نه حضوری) بود که همان ذات بحت و بسیط خداوند است و وجود موجودات را در تبیین علم خداوند، لغو و بی‌اعتبار می‌داند، ملاشمسا، علم خداوند به ذاتش را حضوری اقوی می‌داند و کاربرد علم اجمالی به معنای مشهور نزد حکما را در مورد خداوند جایز نمی‌داند که مقالۀ حاضر به روش کتابخانه‌ای در صدد ایضاح دیدگاه ملاشمسا در حوزۀ علم خداوند است.