بررسی تطبیقی جبر و اختیار از دیدگاه لایبنیتس و علامه طباطبایی
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری مدرسی معارف اسلامی، دانشگاه پیام نور، قم، ایران
2 استادیار گروه الهیات، دانشگاه پیام نور، قم، ایران
3 دانشیار گروه معارف اسلامی، دانشگاه پیام نور، تهران، ایران
4 استادیار گروه معارف اسلامی، دانشگاه پیام نور، قم، ایران
doi
10.22059/jpht.2019.286828.1005685چکیده
بحث از مسئلۀ جبر و اختیار یکی از مهمترین مسائل تاریخ تفکر بشریت و همواره محل مواجهۀ طیف گستردهای از آرای اندیشمندان بوده است. سؤال اصلی این خواهد بود که آیا اعتقاد به اصل هماهنگی پیشین، بنیاد نوعی نفی اختیار و حاکمیت ضرورت نیست؟ چگونه ارادۀ ازلی الهی با اختیار آدمی سازگار است؟ لایبنیتس بهعنوان یکی از فلاسفۀ بزرگ قبل از کانت، در صدد است که با تمایز میان ضرورت مطلق و ضرورت شرطی و نظریۀ جهانهای ممکن، به تثبیت اختیار انسان بپردازد. علامه طباطبایی هم اختیار را امری فطری دانسته و بیان کرده است که قاعدۀ «ضرورت سابق الشی ما لم یجب لم یوجد» هیچ منافاتی با اختیار انسان ندارد. در این پژوهش ضمن بیان مبانی لایبنیتس و علامه طباطبایی، دیدگاه لایبنیتس نقد میشود. آنچه در اینجا مهم بوده، بیان دیدگاه این دو اندیشمند و تطبیق، تحلیل و بررسی آن است.