بازنمایی خاطرۀ غیرارادی در جهان داستانی گلی ترقی بر اساس اندیشههای والتر بنیامین
نویسندگان
1 دانشیار، گروه سینما، دانشکده سینما و تئاتر، دانشگاه هنر ایران، تهران، ایران
2 دانشیار، گروه نمایش، دانشکده سینما و تئاتر، دانشگاه هنر ایران، تهران، ایران.
doi
10.22124/naqd.2026.31947.2759چکیده
این پژوهش به بررسی بازنمایی خاطره و فرآیند یادآوری در داستانهای گلی ترقی، با تکیه بر مفهوم «خاطرة غیرارادی» والتر بنیامین میپردازد. بنیامین با الهام از پروست میان خاطرة ارادی و غیرارادی تمایز میگذارد؛ اولی تحت اراده آگاهانه ذهن عمل میکند، درحالیکه دومی بهطور ناگهانی و از خلال محرکهای حسی فعال میشود و گذشته را به شکلی گسسته، برقآسا و غیرخطی در اکنون حاضر میسازد. در جهان داستانی ترقی، تجربههای حسی -از شنوایی، بویایی و چشایی تا بینایی، لامسه و حتی جنبش بدنی- دروازههایی برای فعالسازی چنین خاطرههاییاند. بررسی داستانهای «اولین روز»، «بازی ناتمام»، «درخت گلابی»، «خانهای در آسمان»، اتفاق و بازگشت به عنوان نمونههای موردی این پژوهش نشان میدهند که محرکهای حسی کوچک میتوانند شبکهای از تصاویر محو، تکهتکه و شبهسینمایی را فراخوانند؛ تصاویری که همچون مونتاژی ناگهانی، گذشته و حال را در هم میآمیزند. تحلیل این روایتها آشکار میسازد که بدن و حواس نقشی محوری در شکلگیری خاطرههای غیرارادی دارند و یادآوری در آنها کمتر محصول بازسازی خطی گذشته، و بیشتر رخدادی گریزپا و دیالکتیکی میان یادآوری و فراموشی است. بدینسان، خاطره در آثار ترقی، نه سازهای صرفاً روایی، بلکه پدیدهای زیسته و بدنمند است که از خلال گسستهای ناگهانی حال، فرد را به لایههای پنهان گذشته و تجربههای زیستهاش پیوند میزند. یافتههای پژوهش همچنین نشان میدهد که کیفیت تصویری و مونتاژی این خاطرهها با استعارههای بصری بنیامین درباره حافظه همخوان است. بنابراین، میتوان گفت جهان داستانی ترقی مجالی است برای تجسد ایده بنیامینی خاطرة غیرارادی، جایی که تجربه حسی به نقطه تلاقی گذشته و حال بدل میشود.