خود بودگی زمان و مکان در شعر سهراب سپهری بر اساس آرای ژرژ پوله
نویسندگان
1 دانشیار زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه گیلان، رشت، ایران.
doi
10.22124/naqd.2026.31173.2726چکیده
ژرژ پوله از جمله اندیشمندان پدیدارشناس مکتب ژنو و یکی از بنیانگذاران نقد مضمونی است. وی با ایجاد روش تلفیقی فلسفی، روانشناختی با تأکید بر تولید اثر به عنوان کنشی ذهنی تلاش کرد خواننده را به هسته مرکزی زمان آفرینش اثر نزدیک کند. خود بودگی مورد نظر این پژوهش، مفهومی هایدگری است که در آرای پدیدارشناسان به چشم میخورد. این اصطلاح در ظاهر فهمی اگزیستانسیالیستی را ارائه میدهد، اما پوله از آن به «حضور ذهنی» و «تجربه زیسته» یاد میکند. سپهری در جایجای دفترهای هشت کتاب، مخاطب را به ساحت بازآفرینی زمان درونی خاص برای خلق اثر دعوت میکند. زمان درونی مورد نظر سپهری آمیزهای از زمان اسطورهای و تجسد زمانی دیگر است که متعلق به گوینده نیست و به خواننده اجازه میدهد، زمان خویش را در ساحت زبان پدید آورد. این پژوهش به روش توصیفی -تحلیلی و از منظر آرای ژرژ پوله و با استفاده از دادههای اشعار سهراب سپهری در هشت کتاب صورت گرفته است. هدف از پژوهش خوانشی جدید از اشعار سپهری و بررسی خودبودگی به عنوان شکلی از «حضور ذهنی»، «تجربه زیسته» و« من وجودی» است. مجموعه آرای پوله در سیزده زیرعنوان آمده است. برای هر یک نیز شاهد مثالهایی ذکر شد. نتایج نشان میدهد: پوله به «هسته مرکزی» اثر ادبی معتقد است، اما سپهری گاه با ابهام عمدی(مثلاً در «من نمیدانم...») از هرگونه هسته ثابت فرار میکند. سپهری با «ایده فضاسازی زمان» و تلفیق اسطوره و زمان تجربی، ضمن ایجاد فضایی سیال، زمینه را برای خلق گذشته در ذهن مخاطب فراهم میکند.