حق طبیعی در اندیشۀ فارابی

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری رشتۀ حقوق عمومی، دانشکدۀ حقوق و علوم سیاسی، دانشگاه علامه طباطبائی، تهران، ایران

2 دانشیار گروه فقه و مبانی حقوق اسلامی، دانشکدۀ الهیات پردیس فارابی دانشگاه تهران، قم، ایران

3 استادیار، دانشکدۀ حقوق و علوم سیاسی، دانشگاه علامه طباطبائی، تهران، ایران

doi
10.22059/jpht.2019.268751.1005610
چکیده

نظریۀ حق طبیعی، به‌مثابۀ قاعده‌ای حاکم در حوزۀ فلسفۀ حقوق و زیربنای مقررات و اعتبارات عقلایی و قانونی، مورد توجه فیلسوفان مسلمان است، در این میان فارابی نخستین متفکری بود که در این زمینه از یک‌سو با توجه به مبانی معرفت‌شناختی و هستی‌شناختی و از دیگر سو با در نظر گرفتن رابطه و نسبت حقوق اعتباری با جهان تکوین نظریه‌پردازی کرده و با تأکید مبانی فلسفۀ مدنی و انسان‌شناسی به تحلیل و تبیین پایه‌ای‌ترین امتیازات بشر در زندگی فردی و مدنی پرداخته است که امروزه به‌عنوان زیرساخت‌های دیگر حقوق عمومی و اجتماعی به‌شمار می‌آیند، نگاه وی به این مهم از روزنۀ مطالعه در زوایا و ساحت‌های مختلف مدینۀ فاضله صورت می‌پذیرد که بدون در نظر گرفتن حقوق و عدالت بنیادین منظومۀ معرفتی این نوع مدینه ناتمام است.و برای تحقق این مهم سزاوار است مبانی تکوینی، تعلقات و وابستگی‌های حق به عرصه‌ها و زمینه‌های مختلف را ملاحظه کرد و در راستای دستیابی به ساختار نظریۀ فارابی از حق و نیز رابطۀ آن با عالم تکوین و طبیعت، بررسی دربارۀ مفهوم حق طبیعی، جایگاه عدالت بنیادین، نسبیت برخی حقوق و منطق شناخت حق از باطل ضروری است.