بررسی و نقد جبرگرایی سوسیالیستی و لیبرالیستی و بازخوانی نظریهاعتباریات علامه طباطبایی به منظور تبیین اصل اختیار و دستیابی به اصول و مولفههای تربیتسیاسی
نویسندگان
1 دانشیار، گروه آموزشی رهبری و توسعه آموزشی، دانشگاه شهید بهشتی، تهران، ایران
2 دکتری فلسفه تعلیم و تربیت، مدیر گروه اخلاق و تربیت اسلامی بنیاد پژوهشهای اسلامی آستان قدس رضوی، دانشگاه تهران، مشهد، ایران
3 دانشجوی دکتری، رشته قرآن و علوم گرایش علوم تربیتی، جامعه المصطفی، نمایندگی مشهد، مشهد، ایران
doi
چکیده
هدف اصلی این پژوهش بازخوانی نظریهی اعتباریات علامه طباطبایی، به منظور نفی جبر طبیعت و تکوین مد نظر نظامهای سلطه و تبیین اراده و اختیار انسان است که در ضمن آن اصول ومولفههای تربیتسیاسی بر مبنای نظریه اعتباریات اخذ میگردد. بدین منظور ابتدا نفوذ جبرگرایی سوسیالیستی و لیبرالیستی به روش توصیفی و تحلیل مفهومی بررسی و با رویکرد انتقادی نقد گردید. در ادامه نظریه اعتباریات علامه جهت تبیین اختیار توصیف وتحلیل شد. سپس با روش استنتاجی پیشرونده هدف غایی و مبانی انسانشناسی علامه از نظریه اعتباریات مشخص شد. در نهایت اصول و مولفههای تربیتسیاسی از آنها استنتاج گردید. نتایج این پژوهش حاکی از آن است که نظامهایسیاسی سوسیالیستی و لیبرالیستی با مبانی اومانیستی، بر جبر طبیعت و تکوین تاکید و جبر سیستمی را به بشر تحمیل نمودهاند. در مقابل نظریه اعتباریات تحلیلی از نفس آدمی و نحوه کنشگری آن به دست میدهد که توهم جبر تکوینی را توجیه میکند زیرا شخصی که مورد جبر واقع شده از فکر(نکردن) افتاده و تنها در برابر خود یک فکر میبیند و آن فکر( کردن) که آن را اختیار کرده در غیر این صورت فعل محقق نمیشد و حرکتی ایجاد نمیشد. در دیدگاه علامه غایت والای سیاسی توحیدمحوری است. اصل اختیار به عنوان مفهوم میانی در یک ارتباط پیچیده با مبانی، اصول و مولفهها مرتبط است و مانند روح بر پیکره آن دمیده شده است.