تأملی زیباشناسانه در واقعیت و استعلای رمان جنگ

نویسندگان

1 استادیار زبان و ادبیات فارسی. گروه مطالعات ادبی پژوهشکدۀ تحقیق و توسعۀ علوم انسانی(سازمان سمت)، تهران، ایران

doi
10.22124/naqd.2025.29092.2636
چکیده

در مقالۀ حاضر، ده رمان مربوط به جنگ تحمیلی را تحلیل کرده‌ایم. چهارچوب و مبنای تحلیل متون، زیباشناسی اجتماعی بوده است. بی‌آنکه در دستگاه نظری یک اندیشمند توقف کنیم، کوشیده‌ایم برمبنای برخی از بصیرت‌ها و مفاهیم و مفروضات زیباشناسی اجتماعی، راهی به نقد رمان‌های جنگ بگشاییم. از یک جانب دریافتیم که رمان جنگ، روایتی خطی و همگن و مستقیم و هماهنگ از بازنماییِ جنگ تحمیلی را پیش­روی ما نمی‌نهد و «محاکات واقعیت» در آنها نه مبتنی بر یک نوع از بینش و تجربه، بلکه بر پایۀ طیف وسیعی از تجارب و مسایل و بینش‌ها و تخیلات مربوط به جنگ است. براین­مبنا، سه نوع رمان جنگ «ایده‌محور» و «جزئیت‌محور» و «میانی» را از هم تفکیک کرده‌ایم؛ و ازجانب­دیگر، دریافتیم که رمان‌های «میانی» علیرغم تمام تفاوت‌ها و گوناگونی‌ها و تکثر تجربیاتشان، علیرغم تمام نقدهای آشکار یا نیمه‌آشکارشان به زمینه‌های جنگ تحمیلی، علیرغم تمرکز زیاد یا کمشان بر بازنمایی واقعیت‌های خوش و ناخوش جنگ، در یک مورد بسیار اساسی با همدیگر اشتراک دارند: بازنمایی «رکن استعلاییِ» ضرورت دفاع از خاک. این رکن را توسعاً «رکن استعلایی» نام نهاده‌ایم چونکه هم ایده، هم آرمان، هم فراروی از عینیت، و هم برگذشتن از زمان و مکان را در خود دارد. این رکن استعلایی، به­مثابه جزءِ مرکزی کلیتِ رمان جنگ، انسجام‌بخش است و در دیالکتیک جزء/ کل یا جزئیت/ کلیت رمان‌های «میانی» نقشی اساسی دارد و بدون فهم آن، ممکن است «جزءِ مبتنی بر رئالیتۀ جنگ»  به­جای «کل مبتنی بر  رکن استعلایی» قرار داده شود.