بررسی رمان پادآرمانشهری هومان نوشتۀ محمد نصراوی بر مبنای نظریۀ بومفلسفۀ پیر فلیکس گاتاری
نویسندگان
1 دانشیار گروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه زابل، زابل، ایران
doi
10.22124/naqd.2025.29256.2641چکیده
نظریۀ بومفلسفۀ پیر فلیکس گاتاری، بهعنوان یک رویکرد تحلیلی نوین در عرصۀ فلسفه و علوم اجتماعی شناخته میشود که تأکید ویژهای بر روابط متقابل میان انسان، طبیعت و ساختارهای اجتماعی دارد. گاتاری، بهعنوان یکی از بنیانگذاران نظریۀ بومفلسفه، به بررسی چگونگی تعامل این عناصر در چارچوب یک نظام فلسفی جامع پرداخته است. این نظریه در تحلیل داستانهای پادآرمانشهری، به ارایۀ ابعادی عمیق از چالشهای موجود در تعامل انسان و محیط زیست میپردازد و میتواند بهعنوان چارچوب نظری کارآمد در این زمینه مورد استفاده قرار گیرد. هدف این تحقیق، بررسی و تحلیل اکولوژیهای جامعه، محیط زیست و ذهن، در رمان هومان با استفاده از نظریۀ بومفلسفۀ فلیکس گاتاری است. این تحقیق بهصورت تحلیلی و توصیفی انجام میشود. نتایج اولیه حاکی از آن است که رمان هومان از منظر بومفلسفۀ گاتاری، نقدی عمیق بر ساختارهای اجتماعی استبدادی ارائه میدهد. «نیهیپ»، نمادی از جامعهای است که در آن قدرت ازطریق کنترل اقتصادی، سیاسی و فرهنگی اعمال میشود و افراد به ابزارهای منفعل نظام سلطه تبدیل میشوند. سفر هومان در رمان، بهعنوان مسیری برای بازتعریف هویت، با مفاهیم کلیدی نظریۀ گاتاری همخوانی دارد. این سفر، با عبور از سرزمینهای جدید، روابط متغیر و تجربههای متفاوت، به او امکان میدهد تا در فضایی از سوژهزدایی و شدن، هویتی جدید خلق کند. بهاینترتیب، میتوان گفت که رمان هومان، با بهرهگیری از ساختاری فلسفی و چندلایه، روایتی از امکانهای بیپایان هویت انسانی را ارائه میدهد.