بررسی تطبیقی مسئلۀ شر در مکتب حکیم سبزواری و مکتب عرفانی مولوی

نویسندگان

1 استادیار دانشکدۀ ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه خوارزمی، تهران، ایران

doi
10.22059/jpht.2019.280022.1005657
چکیده

یکی از اموری که خاستگاه الحاد در جهان غرب شده و از دغدغه‌های ادیان و مکاتب فلسفی بوده، پاسخ به پرسش شر است. اصلی‌ترین پرسش این است که آیا شرور در مکتب فلسفی حکیم سبزواری و مکتب عرفانی مولوی امری وجودی است یا عدمی؟ اگر امری وجودی است، با خیر محض بودن خداوند و با قدرت و علم الهی حتی با مسئلۀ سنخیت بین علت و معلول چگونه سازگار است؟ حکیم سبزواری، شرور را امر عدمی، ولی مولوی شرور را امر وجودی و عینی (objective) می‌داند و برای تبیین دیدگاه خود، ابتدا شرور را نسبی می‌داند نه مطلق، و وجود موجود، به خدا نسبت داده می‌شود و شرور با واسطه به خدا منتسب‌ هستند، زیرا لازمۀ محدودیت و ماده است، چون موجود وقتی تنزل کند، وجود تنزل‌یافته، محدودیت دارد و محدودیت و مادیت این تصادم‌ها را دارد و گریزی از آن نیست، آنگاه از توصیف به تجویز می‌پردازد و پذیرش رنج‌ها را برای تکامل آدمی لازم می‌داند، نگارنده ابتدا دیدگاه این دو حکیم و عارف را تبیین کرده و به مقایسه و بررسی دیدگاه‌ها پرداخته است و در نهایت نگاه عرفانی مولوی را واقع‌بینانه‌تر و به سلامت روان نزدیک می‌داند.