نسبی‌گرایی در هرمنوتیک فلسفی گادامر

نویسندگان

1 استادیار، گروه منطق فهم دین، پژوهشگاه فرهنگ و اندیشۀ اسلامی، قم، ایران

doi
10.22059/jpht.2019.263083.1005585
چکیده

یکی از ادعاهای اصلی هرمنوتیک فلسفی گادامر، نسبی‌گرا نبودن آن است. اما این هرمنوتیک در سه ساحت به نسبی‌گرایی دچار خواهد بود. اولین ساحت، مربوط به حقیقت و واقعیت بوده که به دلیل تعریف پدیدارشناختی گادامر از حقیقت، این هرمنوتیک گرفتار نسبی‌گرایی در واقعیت است. دومین و سومین ساحت، به معنا و فهم مربوطند که به این‌ترتیب هرمنوتیک فلسفی او گرفتار نسبی‌گرایی معناشناختی و نسبی‌گرایی فهم‌شناختی هم هست. گادامر تلاش کرده است که با مبنا قرار دادن سنت و زبان که به هم مربوطند، بر اساس مبنای عمومیت‌گرایی، از نسبیت تخلص یابد، ولی با شرایطی که برای زبان و سنت برشمرده و آنها را متغیر دانسته است و تأثیر آن بر افق هر مفسر را نیز متفاوت می‌داند، در عمل نتوانسته است مبنای مناسبی برای مطلق‌گرا شدن هرمنوتیک خود فراهم کند.