دگردیسی، مجازات، و بدن گروتسک: خوانشی نمادین از «شلغم میوۀ بهشته»
نویسندگان
1 استادیار گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه پیام نور، تهران، ایران.
doi
10.22124/naqd.2025.30028.2673چکیده
در باورهای عامیانه، بدشکلی بدن (گروتسک) بهعنوان بازنمایی انحراف از هنجارهای اجتماعی، همواره در تقابل با مفهوم خیر ظاهر میشود. برایناساس هرگونه پندار، گفتار، و کردار پلید بهصورت نقصان عضوی تجسد مییابد؛ ولی در ادبیات کلاسیک، بدن گروتسک تنها نمود کهنالگوی شر نیست؛ بلکه لایههای پیچیدهای از مفاهیم نفرین، پوچی، طرد شدگی، و بحران هویت را در بر میگیرد و بستری برای نقد ساختارهای اخلاقی و نظامهای سرکوبگر فراهم میآورد. در این مقاله با تحلیل رمان شلغم میوۀ بهشته از علیمحمد افغانی، تلاش میشود به روش توصیفی- تحلیلی و در پرتو نظریههای باختین، و لکان، مفاهیم بدن گروتسک با توجه با نمادهای مرتبط تبیین شود. مقاله نشان میدهد که چگونه شکست نظم نمادین -زبان و فرهنگ- در بازنمایی تجارب عمیق و غیرقابلبیان، به ظهور بدنهایی گروتسک و واژگونی مرزهای بین حیات و مرگ، انسان و غیرانسان منجر میشود. همچنین، با نقد مفاهیم کارناوال و مرحلۀ آینهای لکان، تعامل پیچیده میان سه مرتبۀ امر نمادین، امر خیالی و امر واقع تحلیل شده و تأثیر آن بر شکلگیری هویت و تجربیات تروماتیک فرد و جامعه موردبحث قرار گرفته است. بدن گروتسک در این رمان نمادی از آگاهی غیرمجاز و همچنین شکنندگی و ضعف انسان دربرابر حقیقت است.