زیباشناسیِ اکنون در جهان بودلر: وارونهسازیِ تعالیِ افلاطونی
نویسندگان
1 استادیار گروه الهیات، رشته فلسفه و کلام اسلامی، دانشگاه گنبدکاووس، ایران
2 استادیار گروه الهیات، رشته فلسفه و کلام اسلامی، دانشگاه گنبدکاووس، ایران
doi
10.22124/naqd.2025.29681.2655چکیده
مقالۀ حاضر با روش کتابخانهای و رویکرد بینارشتهای بر رابطۀ دیدگاه افلاطون و بودلر دربارۀ اثر زیباشناختی متمرکز است. اعتقاد افلاطون به «هنر همچون بازنمایی» قرون دراز بر تفکر غربی حاکم بوده است. این نظریه، زیبایی را تابع حقیقت و بازنمایی آن میسازد. اگر حقیقت نزد افلاطون کلی و ثابت و ابدی است، آنگاه زیبایی اصیل نیز باید همین ویژگیها را داشته باشد. بودلر نخستین متفکری بود که با اعتقاد به جنبۀ فرّار و گذرایِ زیبایی، علیه سنت طولانی افلاطونی شورید. هنرمندِ بودلری شکاف افلاطونی میان امر ابدی و امر زمانمند را انکار میکند، دقیقاً همان چیزهایی را درآغوش میکشد که افلاطون سایه و شبح مینامید. ابدیت و زمان به آشتی میرسند. از دید بودلر، برخلاف نظر افلاطون، زیبایی به معنای تعالی از امر اینجایی و اکنونی نیست. برعکس، زیباییِ هرچیز ریشه در «حال بودن» آن دارد. بودلر مفهوم «تعالی همچون حلول» را دربرابر مفهوم افلاطونی از «تعالی همچون فراروی و تفوق» مینهد. بدینمعنا، هر سنتی مدرنیتۀ خودش را دارد و هنرمند اصیل کسی است که این مدرنیتۀ خود را کشف کند. بودلر با نظریۀ افلاطون دربارۀ «هنر همچون بازنمایی» مخالفت میورزد، زیرا امر نو یا همان امر خاص و منحصربهفرد نمیتواند محصول بازنمایی باشد. نظر منفیِ بودلر نسبت به عکاسی را باید در همین مخالفت با بازنمایی دانست. در نگاه بودلر، رابطۀ افلاطونیِ فلسفه و هنر وارونه میشود و این فلسفه است که جنبۀ زیباشناختی پیدا میکند.