نظریۀ «فطرت»، امکانی برای بسط نظریۀ «جنبۀ مشترک» تجارب عرفانی

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری تصوف و عرفان اسلامی، دانشگاه سمنان، سمنان، ایران

2 دانشیار، گروه ادیان و عرفان، دانشگاه سمنان، سمنان، ایران

doi
10.22059/jpht.2019.277760.1005646
چکیده

در این نوشتار ابتدا به توضیح اجمالی مفاهیم «تجربۀ عرفانی»، «ساخت‌گرایی»، «ذات‌گرایی» و اختلاف در مسئلۀ «هستۀ مشترک» پرداخته شده است؛ آنگاه نگارندگان با پیش‌فرض نظریۀ «فطرت» و اصالت دادن به تجارب انفسی نسبت به آفاقی و با به‌کارگیری روش توصیفی - مقایسه‌ای، به این نتیجه رسیده‌اند که «فطرت‌ مخلوقٌ‌به» در سالکان و بلکه تمامی انسان‌ها، به‌خوبی می‌تواند نقش هستۀ مشترک را در تجارب عرفانی ایفا کند و به‌عنوان نظریۀ رقیب یا جامعی برای ساخت‌گرایی و ذات‌گرایی باشد؛ البته با این شرط که قائل به ‌نوعی «زمینه‌مندی غیرارادی» باشیم؛ چرا که زمینه‌مندی اعم از این است که با اختیار صاحب تجربه و مکتَسبات فرهنگیش باشد یا تحت تأثیر جبر زمانه یا طور خلقت او؛ مثل فطرت.