بررسی ظرفیت ویژگیهای خصیصهنمای روایت مدرن در خلق روایتهای جنایی با تمرکز بر رمان آبیتر از گناه اثر محمد حسینی
نویسندگان
1 دانشیار، گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه علامه طباطبایی، تهران، ایران.
doi
10.22124/naqd.2025.28176.2600چکیده
ادبیات جنایی با انواعی همچون معمایی، پلیسی (کارآگاهی) و تریلرهای جنایی یکی از انواع ادبی (ژانرهای) محبوب ادبیات داستانی محسوب میشود که طرفداران بیشماری دارد. بهرغم وجود تفاوتهای اساسی میان انواع مختلف این نوع، همگی آنها از نگاه تمرکزشان بر دو ویژگی خلق معما و ایجاد تعلیق شبیه یکدیگرند. در نمونههای قدیمیتر روایتهای جنایی که بیشتر با محوریت راوی دانای کل و پیرنگ خطی نوشته میشد، ویژگیهای تعلیق و معماگونگی بیشتر در سطح محتوا نمایان میگردید. یعنی نویسندگان تلاش میکردند تا از طریق خلق محتوایی پیچیده، خوانندگان را تا انتهای داستان با خود همراه سازند. این درحالی استکه تغییرات ایجادشده در ادبیات داستانی تحتتأثیر ظهور مدرنیسم در اوایل قرن بیستم، امکانات جدیدی را بهویژه در سطح فرم برای نویسندگان ژانر جنایی فراهم ساخت. تغییراتی اساسی در عناصری همچون پیرنگ و شخصیت که خاستگاه اصلی آن، تحولات رخداده در نوع تلقی انسان مدرن از واقعیت بود. رویگردانی از راوی دانای کل و گرایش به راویان اولشخص، استفاده از شیوههای جریان سیال ذهن و تکگویی درونی در روایتگری، بههمخوردن نظم منطقی و خطی رویدادها در پیرنگ و همچنین امکان پرداختن به شخصیتهای ضدقهرمان عمدهترین این امکانات بودند. با توجه به این پیشفرض در این مقاله تلاش شده است تا به روش توصیفی-تحلیلی و با تمرکز بر متن رمان «آبیتر از گناه» از محمد حسینی، به این سؤال پاسخ داده شود که امکانات یادشده تا چه اندازه فرآیند نگارش روایتهای جنایی را تسهیل کرده است؟ نتایج نشان میدهد که نویسندة رمان با عدول از پیرنگ کلاسیک معمول در رمانهای پلیسی و گزارش وقایع بهشکل درهمتنیده و بدون نظم خطی و نیز استفاده از راوی ضدقهرمان و اغفالگر که رویدادها را بهشکل جریان سیال ذهن روایت میکند، تمامی امکانات رمان مدرن را بهدرستی در اختیار خلق روایتی جنایی بهکار گیرد.