بهگزینی تحمل یخزدگی ژنوتیپهای عدس با استفاده از کلروفیل فلورسانس
نویسندگان
1 استادیار، پژوهشکده علوم گیاهی، دانشگاه فردوسی مشهد
2 استادیار پژوهشی، مرکز تحقیقات و آموزش کشاورزی و منابع طبیعی استان خراسان رضوی، سازمان تحقیقات، آموزش و ترویج کشاورزی
3 استاد گروه اگروتکنولوژی و پژوهشکده علوم گیاهی، دانشگاه فردوسی مشهد
4 دکتری علوم علفهای هرز، دانشگاه فردوسی مشهد
doi
10.22059/ijfcs.2021.328075.654845چکیده
این آزمایش بهصورت فاکتوریل و در قالب طرح کاملاً تصادفی با سه تکرار در شرایط کنترلشده در دانشگاه فردوسی مشهد در سال 1397 انجام شد. عوامل مورد مطالعه شامل 20 ژنوتیپ عدس، سه دمای یخزدگی (صفر، 18- وC °20-) و شش زمان اندازهگیری (قبل از تنش، 12، 24، 48، 72 و 96 ساعت بعد از تنش) بودند. کاهش دما از صفر به 18- و C°20-، سبب کاهش بیشینه کارایی پتانسیل فتوسیستمII (F'v/F'm) در ژنوتیپهای عدس شد. کمترین میزان این شاخص در دمای 18- و C°20- بهترتیب 12 و 24 ساعت بعد از اعمال تنش مشاهده شد و سپس روند بازیافت در این دماها رخ داد و بهتدریج با گذشت زمان، میزان F′v/F′m افزایش یافت، اما در دمای C°20- مقدار این شاخص به مقدار اولیه قبل از تنش نرسید. کاهش دما در تمام ژنوتیپها در تمامی دورههای بازیابی، سبب کاهش کارایی عملیاتی فتوسیستمII (F′q/F′m) شد. اکثر ژنوتیپهای مورد مطالعه با وجود کاهش ابتدایی در این شاخص، از توانایی مناسبی بهمنظور بازیابی آن در دماهای صفر و C°18- برخوردار بودند. نتایج حاصل از تجزیه خوشهای و تجزیه به مؤلفههای اصلی (PCA) نشان داد که مؤلفه دوم، صفات درصد بقا، وزن خشک، F'v، F′q/F′m و F′v/F′m را با 76/20 درصد توضیح میدهد. بیشتر ژنوتیپهای متعلق به گروه دوم شامل MLC11، MLC286، MLC407 و MLC469، در این مؤلفه قرار دارند. با توجه به بقای 100 درصدی این ژنوتیپها در دمای C°18- و پتانسیل مناسب آنها بهمنظور بازیابی عوامل فلورسانس کلروفیل و رشد مجدد، استفاده از آنها بهمنظور انجام مطالعات تکمیلی در کشت پاییزه در مناطق سردسیر توصیه میشود.