آیا او با کُشته‌شدن می‌میرد؟ «مسئله این است»: تطبیقی لکانی از پدرکشی در هملت اثر ویلیام شکسپیر و غراب جندون اثر امیرحسین الهیاری

نویسندگان

1 دانشیار زبان و ادبیات انگلیسی، گروه زبان و ادبیات انگلیسی، دانشگاه گیلان، رشت، ایران

2 دانش‌آموخته‌ کارشناسی ارشد زبان و ادبیات انگلیسی، گروه زبان و ادبیات انگلیسی، دانشگاه گیلان، رشت، ایران

doi
10.22124/naqd.2025.29039.2633
چکیده

پژوهش حاضر، با بهره‌گیری از مفاهیم «تمناطلبی» و «نام پدر» از منظر ژک لکان، به مطالعۀ غراب جندون اثر امیرحسین الهیاری و هملت اثر ویلیام شکسپیر می‌پردازد. این جستار روایت پدرکشی را بررسی می‌کند و خوانشی از سازوکار «نام پدر» ارائه می‌دهد. پژوهش حاضر به نقش مادر یا مادرنماد در تسریع سقوط پدر یا پدرنماد می‌پردازد و چگونگی مغلوب شدن شخصیت‌های «هملت» و «خان‌زاده» را دربرابر «نام پدر» واکاوی می‌کند. برای تبیین این گزاره‌ها، این پژوهش با بهره‌گیری از مفاهیم روانشناختی لکانی، به شیوه‌ای تطبیقی مفاهیم «تمنا» و «نام پدر» را در شخصیت‌های «خان‌زاده» و «هملت» مطالعه می­نماید. تحقیق حاضر نشان می­دهد که معضل «هملت» درواقع جدا کردن خود از تمناطلبی دیگری (مادر) و تحقق بخشیدن به تمنای خود است؛ همچنین، پدرکشی «خان‌زاده» را می‌توان متأثر از داستان­های دایۀ خود، «ماه‌باجی»، و در راستای تمناطلبی مادر دانست. مطالعۀ تطبیقی حاضر، وجه تمایز «خان‌زاده» و «هملت» را در پالوده شدن فانتزی «هملت» به‌واسطۀ سوگواری و مواجهه با مرگ می‌بیند؛ «خان‌زاده»، با اعتقاد به جهانی دیگر، تا جان در بدن دارد از نابودی سرزمین پدری و خودتخریبی دست برنمی‌دارد. لیکن، علی‌رغم تفاوت‌های آشکار در تجلی سرنگونی پدرنماد در این دو اثر، خللی در سلطۀ همه‌جانبۀ «نام پدر» به­ چشم نمی­ خورد.