الگوهای سطحی ارتباطی در تعامل شخصیتها براساس رویکرد هورتولانوس و همکاران (رمان تاریکی معلق روز و آتش)
نویسندگان
1 دانشیار گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشکدۀ ادبیات، دانشگاه الزهرا، تهران، ایران
2 دانشجوی دکتری زبان و ادبیات فارسی، دانشکدۀ ادبیات، دانشگاه الزهرا، تهران، ایران
3 استادیار گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشکدۀ ادبیات، دانشگاه الزهرا، تهران، ایران.
doi
10.22124/naqd.2025.28880.2625چکیده
روابط فردی و کارکرد آن موضوعی است که در قرن بیستم مباحث چالشبرانگیزی را به خود اختصاص داده است. در پژوهش حاضر این موضوع براساس دو رمان تاریکی معلق روز از زهرا عبدی و آتش از حسین سناپور، به روش توصیفی- تحلیلی بررسی میشود. برای تحلیل روابط میانفردی در شخصیتها، از دیدگاه هورتولانوس و همکارانش بهعنوان نظریۀ اصلی استفاده شده است. در این چارچوب الگوی ارتباطی سطحی شکلی از روابط مدرن امروزی است که دارای سه ویژگی اصلی است: «عقلانیسازی»، «فردگرایی خودخواهانه» و «ناپایداری روابط». براساس تحلیل کنش شخصیتها نتیجه آن است که اکثر ارتباطات (عاطفی) عقلمحور است و فردگرایی خودخواهانه، خصوصیت اصلی این کنشهاست. همچنین ویژگی دیگر این نوع کنشها عدمتعهد و روابط ناپایدار است که احساس تنهایی و رهابودگی نتیجۀ آن است. با غلبۀ این الگو شخصیتها هرچهبیشتر درجهت رقابت منفی و عدم اعتماد پیش میروند و در این راستا پیوندهای خانوادگی خود را نیز قربانی میکنند و تنها شخصیت ایما از این الگو مستثنا میشود. در این رمانها، عمدهترین عامل در پیشبرد شخصیتها به سمت این الگو، تغییرات جامعه و تشدید آن بهویژه در دهۀ نود است که از آن میان مسئلۀ شغل و پول و خلاءِ معنویت بیشترین تأثیر را در بعد اجتماعی دارند و در بعد فردی، فقدان خانوادۀ حمایتگر و پیوندهای سست و عاری از صمیمت در آن، دیگر عامل مهم است.