وحدت در ابن‌عربی و ارتباط آن با مسئلۀ «دیگری»

نویسندگان

1 دانشیار گروه فلسفه، دانشگاه علامه طباطبائی، تهران، ایران

2 دانش‌آموختۀ دکتری فلسفه، دانشگاه علامه طباطبائی، تهران، ایران

doi
10.22059/jpht.2019.267293.1005603
چکیده

هر چند موضوع «دیگری»، در بین اندیشمندان مسلمان به‌عنوان یک مسئلۀ مستقل مطرح نبوده است لکن ظرفیت طرح این بحث بین همۀ نحله‌های فکری در جهان اسلام، به‌ویژه در عرفان وجود دارد. بر این اساس می‌توان برای نمونه پرسش از «دیگری» را به آثار ابن‌عربی به‌عنوان نمایندۀ عرفان اسلامی عرضه و مبانی فکری او را در این زمینه جست‌وجو کرد. وحدت وجود به‌عنوان مهم‌ترین مبنای جهان‌بینی ابن‌عربی در جای‌جای نظام عرفانی او به چشم می‌خورد و از مهم‌ترین اصول تعیین‌کنندۀ راهبرد رفتاری او در قبال «دیگری» است. در مباحث مربوط به هستی‌شناسی، حق و خلق، حقیقتی واحدند که چنانچه جهت وحدت آن لحاظ شود، حق است و اگر به جنبۀ کثرت آن توجه شود، خلق است؛ لکن جامع‌ترین نگاه به عالم هستی، ملاحظۀ هر دو جهت وحدت و کثرت است. نگاه جامعی که با وجود پذیرش کثرت، با ملاحظۀ وحدتی ورای کثرات، زمینه را برای پذیرش «دیگری»، با همۀ تضادها و اختلاف‌ها فراهم می‌کند. این نگرش با تسری یافتن به حوزۀ معرفت‌شناسی، رویکرد ویژۀ ابن‌عربی در مواجهه با تقابل‌های معرفتی را نیز روشن خواهد کرد.

کلیدواژه‌ها