شناسایی عوامل مؤثر در پذیرش ارزدیجیتال در شرکت‌های دانش‌بنیان

نویسندگان

1 گروه مدیریت بازرگانی، دانشکده اقتصاد، مدیریت و علوم اجتماعی، دانشگاه شیراز، شیراز، ایران.

2 بخش مدیریت گروه مدیریت بازرگانی، دانشکده اقتصاد، مدیریت و علوم اجتماعی، دانشگاه شیراز، شیراز، ایران.شیراز

3 گروه مدیریت بازرگانی، دانشکده اقتصاد، مدیریت و علوم اجتماعی، دانشگاه شیراز، شیراز، ایران

doi
10.22059/jed.2024.365552.654268
چکیده

هدف: پژوهش فعلی با هدف شناسایی و بررسی عوامل موثر پذیرش فناوری ارز دیجیتال در شرکت‌های دانش بنیان شیراز صورت گرفته است. پژوهش فعلی از لحاظ هدف یک پژوهش کاربردی محسوب می‌شود. در روش تحقیق نوین، قلمرو پژوهش در ابعاد مکانی، زمانی و موضوعی مورد محدودیت قرار می‌گیرد تا از این رو تمرکز لازم بر موضوعات وجود داشته باشد و پژوهشگر با طرح سوالاتی به پاسخ مورد نظر خود برسد. از همین رو در این پژوهش قلمرو موضوعی، مکانی و زمانی پژوهش فعلی عبارت‌اند از:• قلمرو موضوعی: پژوهش فعلی از نظر موضوعی در حوزه مدیریت بازاریابی دیجیتال به منظور شناسایی و بررسی عوامل مناسب جهت پذیرش فناوری ارز دیجیتال در شرکت‌های دانش بنیان است.• قلمرو مکانی: قلمروی مکانی یک پژوهش بیانگر محیط آن پژوهش و مکانی است که پژوهش در آن انجام می‌شود در پژوهش حاضر شرکت‌های دانش بنیان مستقر در پارک علم و فناوری در شهر شیراز و سایر شرکت‌های دانش بنیان شهر شیراز به عنوان قلمرو مکانی انتخاب می‌شوند.• قلمرو زمانی: انجام یک پژوهش و گردآوری داده‌های آن در دامنه‌های زمانی معین و دقیق بسیار اهمیت دارد از این رو دامنه زمانی این پژوهش در دو دسته کیفی و کمی دسته بندی می‌شود که جمع آوری ادبیات پژوهش و داده‌های کیفی در نیمه دوم سال 1401 و جمع آوری داده‌های کمی و تجزیه و تحلیل آن‌ها در نیمه نخست سال 1402 صورت گرفته است.روش: با توجه اینکه این پژوهش از رویکرد آمیخته استفاده می نماید در پژوهش حاضر در بخش کیفی از طریق مطالعات کتابخانه‌ای به جمع‌آوری اطلاعات در مورد شاخص‌های مرتبط با قابل پذیرش بودن فناوری ارز دیجیتال با استفاده از نظریه‌‌های قابل پذیرش بودن فناوری پرداخته می‌شود و در بخش کمی پس از طراحی مدل و الگوی پژوهش، با بررسی روابط بین متغیرها به آزمون مدل آن پرداخته می‌شود. پس این پژوهش با روش ترکیبی به کار خود خواهد پرداخت. از همین رو رویکرد این پژوهش به‌صورت استقرایی قیاسی مطرح می‌شود، روش تجزیه و تحلیل این پژوهش در بخش کیفی تحلیل محتوا با استفاده از اطلاعات بدست آمده از مطالعات انجام شده و در بخش کمی از استراتژی پیمایشی در شرکت‌‌های دانش‌بنیان شیراز استفاده خواهد شد. این پژوهش جهت‌گیری را در بخش کیفی به‌صورت اکتشافی و در بخش کمی به‌صورت توصیفی خواهد داشت، چون که در بحث کیفی محقق به دنبال مکاشفه و فهم و در بخش کمی به دنبال توصیف و تبیین است. محیط این پژوهش در بخش کیفی کتابخانه‌ای و در بخش کمی میدانی خواهد بود. از لحاظ مبانی فلسفی این پژوهش در پارادایم عملگرایی قرار می‌گیرد. در این پژوهش که از تحلیل محتوای کیفی بهره می‌برد محقق پس از مشخص کردن سؤال اصلی پژوهش به دنبال شاخص‌های مورد نیاز پژوهش می‌گردد سپس شاخص‌ها را در قالب مقوله‌های کدگذاری شده به دسته‌های کوچتر تقسیم بندی شده و مؤلفه‌های کوچکتر در قالب ابعادی منظم‌تر را نمایش می‌دهند. مطابق با این مراحل ابتدا مسئله پژوهش در رابطه وجوب یا عدم وجوب پذیرش ارز دیجیتال در شرکت‌های دانش بنیان مشخص گردید و سؤال پژوهش مشخص گردید که مدل پذیرش فناوری ارز دیجیتال شامل چه ابعاد، مؤلفه‌ها و شاخص‌هایی می‌باشد؟ پس از آن متغیرهای پژوهش بر اساس ادبیات پیشین پژوهش انتخاب گردید و سپس نمونه گیری آن، که شامل مقالات، کتاب‌ها، مجلات و سایر انتشارات علمی در خصوص پذیرش فناوری‌های جدید خصوصاً ارز دیجیتال. انتخاب گردید و در گام بعد کد گذاری و مقوله بندی با استفاده از پژوهش‌هایی مرتبط که انجام شده انجام گردید و در نهایت روایی و پایایی مدل مورد آزمون قرار گرفته و به عبارتی دیگر مدل نهایی مورد برازش قرار گرفته است.یافته‌ها: متغیرهای کنترل اقتصادی و اعتماد اقتصادی از ابعاد عوامل مرتبط با اقتصاد، متغیرهای توزیع و دسترسی مناسب، عوامل مرتبط با قیمت، تبلیغات از بعد عوامل بازاریابی و متغیرهای اعتماد فردی، عوامل ادراکی، نگرش و عوامل مرتبط با سلامتی افراد از بعد فردی و اجتماعی بر پذیرش فناوری ارز دیجیتال می‌توانند اثرگذار باشند. و تنها متغیر هنجارهای ذهنی از بعد فردی و اجتماعی نتوانست حد نصاب قابل قبول را کسب کند.نتیجه: عوامل مرتبط با اقتصاد، عوامل بازاریابی و عوامل فردی و اجتماعی هر یک به نوعی در پذیرش فناوری ارزدیجیتال در شرکتهای‌ دانش‌بنیان شیراز کمک می نمایند.کلیدواژه‌ها: ارزدیجیتال، پذیرش فناوری، شرکت‌های دانش‌بنیان، زنجیره بلوکی، پذیرش ارزدیجیتال