تحلیل فرمالیستی درون‌مایۀ «عشق» در داستان کودکانۀ یخی که عاشق خورشید شد اثر رضا موزونی، براساس نظریۀ درون‌مایگان

نویسندگان

1 کارشناس ارشد، گروه ادبیات کودک و نوجوان، دانشکده ادبیات و زبان خارجی، دانشگاه پیام نور، تهران، ایران.

doi
10.22124/naqd.2024.27099.2566
چکیده

«عشق» از مهمترین حالات و عواطف درونی انسان است و رایج‌ترین موتیف ادبیات غنایی. این پژوهش بر آن است تا با رهیافت درون‌مایگان توماشفسکی، شیوۀ ملموس‌نمایی و عینی‌سازیِ درون‌مایۀ عاشقانه را در داستان کودکانۀ یخی که عاشق خورشید شد اثر رضا موزونی، واکاوی کند. طبقِ این رهیافت، کلان‌درون‌مایۀ هر اثر ادبی، نظامی سلسله‌مراتبی از مجموعۀ خرده‌درون‌مایگان است. در پایین‌ترین لایۀ این سلسله‌مراتب، بن‌مایه‌های اتمی قرار دارند. درواقع، کلان‌درون‌مایۀ هر اثر ادبی برآیندِ برهم‌کنشِ بن‌مایه‌های آن است و بن‌مایه‌ها کوچک­ترین واحدِ درون‌مایه‌دار در هر اثر ادبی‌اند. توماشفسکی مطالعۀ درون‌مایه را مستلزم مطالعۀ نظام بن‌مایگان و انگیزش آنها می‌داند. اصطلاح «انگیزش» به‌معنای دلیلی است که حضور یک بن‌مایۀ اتمی خاص را در نظام مولکولیِ درون‌مایگانِ اثر توجیه می‌کند. توماشفسکی ضمن تفاوت قائل شدن بین فابیولا (محتوای داستان) و سیوژه (تمهیدات صوری داستان‌نویسی)، کارکرد هر بن‌مایه را براساس رابطه‌اش با سایر بن‌مایه‌ها و جایگاهش در فابیولا و سیوژه تعریف و بر همین اساس، بن‌مایه‌ها را به دو گروه پویا/ ایستا و نیز آزاد/ مقید تقسیم می‌کند. پژوهش پیش‌ِرو با روش تحلیلی‌توصیفی در پی پاسخ‌گویی به چگونگی کارکرد بن‌مایه‌های اتمی در نظام مولکولیِ کلان‌درون‌مایۀ عاشقانۀ داستان مذکور است. نتیجۀ پژوهش نشان می‌دهد، کلان‌درون‌مایۀ غنایی، محصول برهم‌کنشِ خرده‌درون‌مایگان غنایی در هر دو لایۀ فابیولا و سیوژه است.