استعارههای مفهومی دربارۀ زنان در شعر سه شاعر زن افغانستانی مطالعۀ موردی: محجوبه هروی، حمیرا نکهت دستگیرزاده، باران سجادی
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری زبان و ادبیات فارسی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه فردوسی مشهد، مشهد، ایران
2 استاد زبان و ادبیات فارسی، دانشکدۀ ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه فردوسی مشهد، مشهد، ایران
doi
10.22124/naqd.2024.27920.2592چکیده
شاعران زن در افغانستان با توجه به شرایط گفتمانی و تجربۀ زیسته بازنماییهای متعددی از موضوعات شعری ارائه دادهاند. استعارههایی که با محوریت زن ساخته شده تصویری از وضعیت و موضع زنان در افغانستان به دست میدهد. ما در این مقاله به سراغ استعارههای زن در شعر سه شاعری میرویم که هرکدام طیفی از شاعران و مردم افغانستان را نمایندگی میکنند. محجوبه هروی به ذهنیت سنتی نزدیکتر است. او از نظرگاه سنتی نسبت به زنان فاصله نگرفته و جز بیان اعتراضاتی اندک، در همان چارچوب سیر میکند. حمیرا نکهت از موضع یک زن سنتی آغاز میکند اما هرچه جلوتر میرود دیدگاههایش مدرنتر میشود. جایگاه زن در شعر او از وضعیت انفعال و انعطاف به فعال بودن تغییر میکند. او تا آخرین لحظات عمر ارتباطش را با سنت فرهنگی قطع نکرده و پیوسته خواهان اصلاح آن است. باران سجادی از همان آغاز با موضع سنتشکنانه وارد شده و با تابوشکنیهای متعدد بر آن است که از سنت بگذرد نه اینکه آن را اصلاح کند. پیکرۀ متنی تحقیق، آثار این سه شاعر و شیوۀ کار تحلیل محتواست. ابتدا همه استعارههای زن در شعر هریک از سه شاعر مذکور را استخراج کردیم و سپس با تعیین انگارهها و کلاناستعارهها به تحلیل استعارهها برای دست یافتن به نظام ذهنی هر شاعر مبادرت ورزیدیم.