بازخوانی مروری سنتِ تحلیل معرفتشناختی نماد
نویسندگان
1 دانشیار گروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه اصفهان، اصفهان، ایران
doi
10.22124/naqd.2024.26720.2558چکیده
دیدگاههای متفاوتی برای تبیین نماد، معنا و ارزش آن، سازوکارِ درونی آن و اهمیت وجودی یا معرفتی آن وجود دارد. از این میان، سنت تحلیل هستیشناختی و سنت تحلیل معرفتشناختی اهمیت ویژهای دارند. دیدگاه نخست در جستار مستقلی واکاوی شده است، و بنابراین جُستار حاضر صرفاً متوجه جنبههای معرفتشناختی نماد است. در تحلیل معرفتشناختی، بررسی روشها و مبانی بنیادیِ مطالعۀ نماد، تنها در صورت پذیرش وجوه معرفتیِ «همتراز» یا «ناهمتراز» در زبان علم و زبان هنر میسر میشود. ، مقالۀ پیش رو کوشیده است ضمن پرداختن به سنت تحلیل معرفتشناختی نماد، روشن سازد: الف- نماد به موجب چه استدلالهایی حاملِ بار معنایی و ارزشی است، ب- تفکیک یا اختلاطِ زبان علم و زبان هنر چگونه تبیین ما را درباب نماد دگرگون خواهد کرد. بنابراین، پژوهش حاضر ضمن بازخوانی انتقادی سنت تحلیلِ معرفتشناختی نماد، میکوشد پاسخی روشن به این پرسش به دست دهد که در سنت مذکور نسبت به مفهوم، جایگاه و کارکردِ نماد چه دیدگاههایی اتخاذ شده است. در این پژوهش روشن میشود که در سنت نخست، هدف اصلی مبتنی بر ایجاد نوعی توازن بین وجه معرفتی در ساحت علم و وجه معرفتی در ساحت ادبیات است؛ درحالیکه در سنت دیگر، هدف اصلی مبتنی بر آن است که ضمن پذیرش تمایز زبان علم از زبان هنر یا شعر نشان دهیم ویژگیهای بنیادین این دو گونۀ متفاوت چیست و سازکار درونی آنها بر چه موازینی استوار است.