رویکرد بوم-زنمداری روایتشناختی به «روز اسبریزی» از بیژن نجدی
نویسندگان
1 دانشیار گروه زبان و ادبیات انگلیسی، دانشکده ادبیات و زبانهای خارجی، دانشگاه اراک، اراک، ایران.
doi
10.22124/naqd.2024.26260.2538چکیده
این مقاله، داستان «روز اسبریزی» را از منظر نقد بوم-زنمداری مبتنی بر روایتشناسی تحلیل میکند. مسئلۀ اصلی، چگونگی بازنمایی سرکوب زنان و طبیعت در ساختار مردسالارانه از طریق روایتپردازی نجدی است. هدف اصلی این پژوهش بررسی نحوۀ استفادۀ نجدی از تکنیکهای روایتشناسی برای برجستهسازی سرکوب همزمان زنان و طبیعت و تحلیل ژرف روابط قدرت مردسالارانه در جامعۀ سنتی است با تاکید بر این پرسشها که چگونه نجدی با استفاده از تکنیکهای روایتشناسی همبستگی میان زنان و طبیعت را به تصویر میکشد؟ و چگونه این روشها به بررسی ساختار قدرت در جامعه فئودالی و قبیلهای کمک میکنند؟ داستان نجدی میتواند بهعنوان نمونهای از ادبیات زن-بوممداری ایرانی شناخته شود که به تفکر و آگاهیبخشی در مورد مسائل زنان و محیطزیست در بافتار فرهنگی ایران کمک میکند. روش تحقیق شامل تحلیل کیفی متن داستان با استفاده از رویکرد زن-بوممداری و روایتشناسی است. اینکه چگونه همبستگی زنان با طبیعت از رهگذر صدای اسب و آسیه بازنمایی میشود و چگونه نجدی از زبان شاعرانه و تصاویر نمادین برای نشان دادن ارتباط عاطفی و هویتی بین اسب و آسیه بهره میگیرد. نتایج نشان میدهد نجدی با دادن صدای اولشخص به اسب و نمایش داستان از دیدگاه آن، ساختار مردسالارانۀ روستا را به چالش میکشد. فرار اسب و آسیه و سپس به دام افتادن و تحریف هویت اسب، نماد سرکوب ناپایدار و اجتنابناپذیر زنان در جامعۀ مردسالارانه است. این مطالعه نشان میدهد روابط قدرت در این بافتارها عمیقاً ریشهدار است و تلاش برای فرار از آنها معمولاً ناکام میماند.